بخش پرسش و پاسخ سایت لب المیزان - لطفا برای دسترسی به سوالات ابتدا موضوع مورد نظر خود را از منوی سمت راست انتخاب کنید

 جستجو به دنبال عبارت  


[RSS 2.0]



پرسش و پاسخ

تغییر سایز متن :   ریز  /  متوسط  /  درشت


ای تفکر! ای مطلوب دورانی که بیش از همه به تو احتیاج داریم ( 4612 )
  س: سلام بنده پاسخی در مورد مطالبتون راجع به عدم حمایت از کاندیاتوری آقای مشایی که در جواب سؤال 4490 در سایت گذاشته بودید، نوشته ام که به پیشنهاد برخی دوستان برایتان ارسال می نمایم تا پاسخ دهید. عرض بنده به سایت‌هایی که سخنان شما را منتشر کرده‌اند آن بود که : سخنان عمیق آقای طاهرزاده از جنس حرفهای سیاسی روزمره نبود که رجا نیوز با خوشحالی انعکاس داد و متاسفانه در کنار دیگر حرفهای سطحی سیاسی قرار گرفت. آقای طاهرزاده در این پرسش و پاسخ مطالب عمیقی را مطرح کردند که مخاطبانش اهل فرهنگ و اهل تفکر بودند و ای کاش این مطالب در همان سایتشان باقی می ماند و اهلش می خواندند. 2- استاد طاهرزاده در این پاسخ به نکته دقیقی اشاره داشته اند، اینکه اگر تاریخ یک چیزی نرسیده باشد و ما آن را مطالبه کنیم، نتیجه نخواهیم گرفت. ایشان مثال سکوت امیرالمؤمنین را زدند و من مثل دیگری را به مطالب ایشان اضافه می کنم. آقای دکتر رضا داوری اردکانی در همایش بزرگداشت حاجاقا نور الله اصفهانی فرمودند اگر حاجاقا نور الله بیست سال دیگر صبر کرده بودند، انقلابشان سرکوب نمی شد. از این مثالهای تاریخی فراوان است و برخی روایات نیز صریحا به این موضوع اشاره دارند. اینکه هر وقتی نمی توان هرکاری را انجام داد و تاریخ و زمانه باید ظرفیت فعالیتهای ما را داشته باشند. حتی اینکه ظهور امام زمان به تاخیر افتاده است، گواه روشنی بر این موضع می باشد که در هر زمان و هر شرایطی نمی شود حکومت جهانی مبتنی بر عدالت، برپا شود. 3- آقای احمدی نژاد نیز به این موضوع توجه دارند و از همین رو در مورد انقلابهای منطقه گفتند که این انقلابها به تحریک آمریکایی ها، زودتر از موعدش شروع شده اند و لذا امکان اینکه آمریکاییها بتوانند این انقلابها را مدیریت کنند بسیار است. پس آقای احمدی نژاد از معدود شخصیتهایی است که زمانه و شرایط تاریخی را زیر نظر دارد و بر اساس آن نظر می دهد. 4- دکتر احمدی نژاد، در دور اول ریاست جمهوریشان از حمایت مذهبیها (نه اصولگراهای حزبی) برخوردار بودند و مرتبا مورد تشویق قرار می گرفتند. در سفر به سازمان ملل در سال اول، از طرف بیت رهبری، آقای حداد عادل و خیلی از بزرگان بدرقه شدند و صدا و سیما پوشش خوبی از سخنان ایشان در سازمان ملل داشتند. یعنی زمینه های خیلی خوب و آماده ای وجود داشت و عملا دشمنی های جریانات حزبی چندان تاثیری نکرد. چرا؟ چون تاریخ انقضای خیلی از آنها فرا رسیده بود و زمانه آمادگی حذف جریانات اصلاحات و برخی جریانات حزبی را داشت. هر چند در جریان انتخابات 88 معلوم شد فضای کشور به آن خوبی هم که ما فکر می کردیم نبود و 40 در صد جامعه به احمدی نژاد (خوب و مثبت و نماد عدالتخواهی) رای ندادند. 5- در دور دوم ریاست جمهوری به علت بروز فتنه ی 88 و سرکوب شدید سایتها و رسانه های احزاب چپ، شخصیتهای فعال این رسانه ها جذب رسانه های اصولگراها شدند و با ادبیاتی جدید شروع به فعالیت کردند. خیلی سریع رسانه های اصولگراها بزرگ و پر مخاطب شدند و توانستند با تغییر رویکر از حمایت احمدی نژاد به تخریب دکتر احمدی نژاد، همان فعالیتهای گذشته را در قالب رسانه های اصولگراها ادامه دهند. یعنی جریان اصولگرای ضد احمدی نژاد به شدت تقویت شد و توانستند با ادبیات مذهبی، بر روی برخی اقشاری مذهبی اثر بگذارند. در این میان جریاناتی از مذهبی ها و ولایتی های غیر حزبی شکل گرفت که به علت عدم تحلیل صحیح، تحت تاثیر این رسانه ها قرار گرفتند و حتی آتش بیار معرکه شدند. 6- اتفاق بدتری که افتاد این بود که نهادهای امنیتی کشور، تحت تاثیر فضای رسانه ای قرار گرفتند و متاسفانه فضای کشور، علیه رییس جمهور امنیتی شد و شرایط سختی برای دوستان احمدی نژاد و اطرافیان ایشان رقم خورد. در شرایطی که از یک طرف فضا امنیتی بود، از طرف دیگر رسانه ها آنچنان فضای افکار عمومی را غبارآلود کرده بودند که خیلی سخت می شد حتی ذره ای فکر کرد. سخنان علمای بزرگ شرایط را هزار بار بدتر کرد. کارشکنی های مجلس، دروغهای وزرای اخراجی، سخنرانی های سرشار از دروغ و تهمت، جریان سه هزار میلیاردتومان و... 7- احمدی نژاد در سال نود تصمیم گرفت هوادارنش را صدا بزند و برای آنها مسائل پشت پرده را تبیین کند که جلسه اول نیز برگزار شد ولی در ابتدای جلسه دوم آقای احمدی نژاد آمد و گفت رهبر معظم انقلاب دستور سکوت داده اند و من سکوت خواهم کرد. ایشان واقعا سکوت کردند و پای حرف رهبری از دل و جان ایستادند. 8- در انتهای سال نود پیشنهادها این بود که آقای احمدی نژاد وارد گود انتخابات مجلس شود ولی بعد از بررسی های لازم به این نتیجه رسیدند که الان وقتش نرسیده و صریحا اعلام کردند که کسی به نام دولت، اعلام کاندیداتوری نکند. چرا؟ چون وقتش نرسیده بود. وقت وقت پایداری ها و اصولگراها بود. حتی وقت آقای هاشمی و اصلاحاتی ها هم نبود. پس احمدی نژاد وقت شناس است. 9- بعد از سفر رییس جمهور از مصر، آقای مشایی پرده ی سکوت را کنار زد و شروع به سخنرانی و مصاحبه نمود. دو سال سکوت (مثل امام علی که 25 سال سکوت کرد) ایشان هم حقیقتا سکوت کردند. وقتی از ایشان سوال می شد که چرا دو سال پیش سخنرانی نمی کردی در جواب گفتند که: دو سال پیش آنقدر فضا غبارآلود بود که حرف حق گم می شد ولی الان شرایط عوض شده است... پس آقای مشایی نیز این را قبول دارند که هر چیزی وقتی دارد. البته تفاوتش با نگاه استاد طاهرزاده این است که آقای طاهرزاده هنوز هم فضا را سنگین و غبارآلود می دانند ولی آقای مشایی نه. 10- به نظر من دور پایداری ها به پایان رسیده و چه زود به پایان راه رسیده اند. وقت این آقایان همان پارسال بود و به زودی عدم اقبال عمومی به این جبهه را شاهد خواهیم بود. اصولگراهای حزبی هم به پایان راهشان رسیده اند، آیا شما فکر می کنید برخی از نمایندگان مجلس پیش مردم وجهه ای دارند؟ ( هر چند تا یک سال پیش نمی توانستیم چنین قضاوتی بکنیم). 11- آقای هاشمی رفسنجانی هم در این چهارسال سکوت کرد و وقت را وقت خودش نمی دانست و اگر برای ریاست جمهوری بیاید یعنی تشخیص داده است که فضای سنگینی که علیهش بود، آرام شده و می تواند دوباره به میدان بیاید. هر چند به نظر من دور دور آقا هاشمی و اصلاحاتی ها هم نیست. 12- الان رسانه ها آرام نشده اند و حتی صدا و سیما هم به آنها پیوسته ولی قدرت دو سال پیش را ندارند و سایتهای طرفدار دولت مراجعاتشان خیلی بیشتر شده و حتی فضای عمومی جامعه و مخصوصا مذهی ها دیگر مثل قبل نیست. آن نفرتی که نسبت به شخص مشایی بود هم دیگر نیست. این یعنی زمانه تغییر کرده. شرایط تاریخی عوض شده. 13- آقای احمدی نژاد در مازندران گفتند که رییس جمهور آینده با چهل میلیون رای، انتخاب خواهد شد و حماسه سیاسی رقم خواهد خورد. آقای مشایی هم در سالن مجموعه سعد آباد فرمودند رای خاتمی هم امروز در سبد ماست. این یک پیش بینی نیست. این ارزیابی شرایط است. این یعنی اینکه زمانه و تاریخ به نفع ماست. 14- جناب استاد طاهرزاده، شما می دانید که اگر آقا مشایی یک ساعت صحبت کند به راحتی پاسخ تمام شبهات را خواهد داد و عملا تمام تلاش رسانه ای مخالفان بر باد خواهد رفت. این یعنی بازگشت حزب اللهی ها، این یعنی پیوند دوباره دوستان اصولگرا(غیر مغرض) با دکتر احمدی نژاد. سخنرانی های آقای مشایی دومینوی فروریختن ابهامات علیه دکتر و مهندس است. این را من در این یک ماه اخیر عملا تجربه کرده ایم. من شاهد تغییر مواضع خیلی ها بوده ام. کسانی که با گوش کردن فقط یک سخنرانی از مشایی تغییر موضع داده اند. 15- البته ایرادهای زیادی وجود داشته و دارد که واقعا قابل دفاع نیست از جمله اینکه گفتمان دولت تبیین نشده است و یکی از دلایل اصلیش این بوده که اهل فکر از دولت مطالبه نکرده اند که به حمدلله در شرایطی که پیش آمده و روشی که آقای مشایی برگزیده، این مشکل تا حدودی رفع خواهد شد. خیلی ایرادهای دیگری هم وجود دارد که نمی توان انتظار داشت در هشت سال یا کمی بیشتر رفع شده باشد و زمان زیادتری را می طلبد. 16- مسئله یکشنبه در مجلس، از طرف آقای احمدی نژاد قابل دفاع نیست ولی اگر دقت کنیم می بینیم که آقای مشایی هر چند محور تهمتها و تخریب ها بوده ولی هرگز عصبی نشده و سندی علیه کسی رو نکرده و حتی اسم شخصی را هم نیاورده است. 17- اینکه گفته اید دوران مشایی دوران جنگ بین اصولگراها و دولت خواهد بود را قبول ندارم. به نظر من اگر دور آقایان اصولگرا به اتمام رسیده باشد، و مردم رای بالایی به آقای مشایی بدهند، و آقای مشایی با برخود خوبشان اصولگراهای غیر مغرض را ببخشند، جبهه اصولگراهای حزبی آنقدر ضعیف خواهد شد که دیگر نمی توانند حریف دولت باشند و دوران شکوفایی بعد از سالها سکوت و صبوری فراخواهد رسید. حتی دشمنان خارجی هم توان ادامه این همه فشار را نخواهند داشت و شرایط بین المللی هم به نفع ایران عوض خواهد شد. والسلام علی من اتبع الهدی  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده زیبایی آزاداندیشی را همین می‌دانم که مردم به‌خصوص جوانان عزیز در فضایی قرار گیرند که بتوانند فکر کنند و واقعاً اصراری بر پذیرش نظر خودم ندارم من تنها به حکم وظیفه نکاتی را تذکر دادم تا دوستان آگاهانه تصمیم بگیرند و به نظر بنده آینده را درست بنگرند که اگر گرفتار یک نوع بن‌بست سیاسی شدند خودشان نسبت به آن بن‌بست تحلیل داشته باشند. چه خوب است دوستان نظرات مختلف را نسبت به شرایط موجود مطالعه کنند تا راحت‌تر بتوانند فکر کنند. آنچه بیش از همه بنده به دنبال آن هستم، تفکر است، اگر تفکر به جامعه برگردد مسلّم اصول‌گراییِ سیاسی‌شده نمی‌تواند با تهمت و اتهام‌های به ظاهر ارزشی، خود را ادامه دهد و لذا برای بنده انتقاد جنابعالی بسیار شیرین است چون چیزی بالاتر از پذیرش نظر بنده یا نظر جنابعالی به جامعه می‌دهد و آن تفکر است. چیزی که بسیار تلاش شده در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» تذکر داده شود و راه‌کارهای آن نیز در آن‌جا عرض شده که بهترین آن همان آزاداندیشی است که رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» بر آن تأکید کردند. تنها بنده تجربه‌های سیاسی خود را در اختیار عزیزان قرار می‌دهم تا خودتان فکر کنید و تصمیم بگیرید، هرگز این را شیرین نمی‌دانم که تابع اندیشه‌ی بنده باشید، در آن صورت آزاداندیشی که بستر تفکر است به حاشیه می‌رود و باز همان تهمت‌ها و اتهام‌ها ادامه می‌یابد تا گروه‌ها در زیر پوشش ارزش‌های دینی رقیب خود را حذف کنند و تعالی و تفکر مغفول گردد. و از آن‌جایی که می‌دانم همه‌ی دوستان در ذیل انقلاب و شخصیت حضرت امام و مقام معظم رهبری دغدغه‌ی حفظ اهداف انقلاب را دارند نه‌تنها تفاوت نظر و سلیقه‌شان با بنده موجب هیچ کدورتی نخواهد شد بلکه به اعتبار «المؤمن مرآت المؤمن» چهره‌ی دیگری از تعهد به اسلام و انقلاب و رهبری را در گفتار و حرکات آن عزیزان می‌یابم. به امید آن‌که تفکر به جامعه‌ی ما بیش از پیش برگردد تا به‌جای تهمت و رمی همدیگر افکار همدیگر را درک کنیم. موفق باشید  
علامه سید محمد حسین تهرانی ( 4592 )
  س: سلام استاد حلول ماه پر برکت رجب بر شما و دیگران عاشقان سیر الی الله مبارک باشد. مطلبی در باره جایگاه علامه سید محمد حسین تهرانی در پاسخ به سؤال 2604 مرقوم فرموده بودید که با مطالبی که در سایت عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت ذیل سؤال 42 در باره نوع ارتباط ایشان با مرحوم حداد آمده است تعارض دارد. در صورتی که برایتان زحمتی نیست مطالب آن سایت را ملاحظه و برداشت خود را اعلام فرمایید تا از آن استفاده کنیم. از لطف شما ممنونم.  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که فرزند ایشان یا جناب حجت‌الاسلام آقای وکیلی چه می‌فرمایند که نظرشان برای بنده محترم است یک بحث است، و این‌که آیا از کتب خود ایشان جز این برمی‌آید که ایشان یکی از دانشمندان جهان اسلام هستند، بحث دیگری است که بنده روی دومی تاکید دارم. موفق باشید  
در غزلیات حافظ هستی به زبان آمده است ( 4601 )
  س: با عرض سلام خدمت جنابعالی چند سال پیش استاد مطیع در دانشگاه اصفهان نقل میکرد زمانی مرحوم امام از مرحوم ایت الله شاه ابادی پرسیده بودند برای تفسیر قران به چه کتابی رجوع نمایم ایشان فرموده بود دیوان حافظ و تا حدی مثنوی. با عنایت به اینکه شروح موجود یا از ناحیه اساتید ادبیات نوشته شده که چندان راهگشا نیست چون از عرفان نظری و عرفان عملی بی بهره هستند و اظهاراتشان در این زمینه رجم به غیب است و انصافا بیخود مانند شرح دکتر استعلامی بهروز ثروتیان حتی شرح سودی هم به قول دکتر خرمشاهی سودی ندارد زمانی حقیر مقداری انرا مطالعه میکردم به همین نتیجه رسیده بعد دیدم خرمشاهی هم چنین گفته هر چند حافظ نامه خودش هم راهی به جایی نمیبرد شروح عرفانی مانند ختمی لاهوری هم بسیار از اصطلاحات عرفانی استفاده کرده و برای ما قابل استفاده نیست حتی جمال افتاب مرحوم سعادت پور هم با اینکه ایشان هم عرفان نظری و هم عرفان عملی را کار کرده اند خیلی قابل استفاده نیست و ظاهرا ان مرحوم به خوبی از عهده کار برنیامده البته تا جایی که بنده میفهمم برای همین پیشنهاد بنده این است که جنابعالی با توجه به اینکه هم با مبانی عرفانی اشنا هستید هم با قران و هم با دیوان حافظ مانوس و هم قلم روان و قابل استفاده دارید اگر در این زمینه قدمی بردارید با توجه به حرف امام به عنوان یک کتاب تفسیر قران فکر کنم گام موثری بشود در حافظ شناسی چون هم با روحیات و اهداف شما سازگار است هم از عهده کار بر میایید امید است خدا خیری بدست شما در این زمینه جاری فرماید.با تشکر  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: امیدوارم جامعه آمادگی آن را داشته باشد که بتواند با کتاب قرآن و عترت، با حافظ مأنوس شود و متذکر غزلیاتی باشد که در آن غزلیات هستی به زبان آمده است. موفق باشید  
وقتی که خون دل سالک شروع می‌شود ( 4602 )
  س: - با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی: در این بیت عارف شیراز که می‌فرماید: «به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید.... ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها» ربط بین مصرع اول و دوم در چیست ظاهرا مقصود خواجه این است که عارف که به ذکر و مراقبه می‌نشیند امید دارد عنایتی از حضرت دوست بشود و منتظر است این در مصرع اول مطرح میشود ولی منظور از مصرع دوم را نمی‌فهمم چون می‌گویند منظور از تاب زلف مشکین یعنی وقتی که زلف در اثر باد به حرکت در میاید و بوی مشکش منتشر می‌شود که این همان امید در مصرع اول است یعنی آن‌ها منتظر جلوه و عنایتی از حضرت دوست هستند چرا در مصرع اول طوری می‌گوید و در مصرع دوم طور دیگر؟ با تشکر  
  ج: - باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر عارف آن است که دارای انتقالات روحی فراوانی است و به راحتی از چیزی به چیز دیگر منتقل می‌شود. حافظ می‌گوید: اگر با نسیمی که از نافه‌ی نور حقیقت می‌وزد و طره‌ی دل را بگشاید، در ازای آن انکشاف روحانی عشق ظهور می‌کند و از آن‌جایی که عشق همواره خونی است و دل را در هوای محبوب می‌برد و انسان در این مسیر زیباترین خون دل‌ها را می‌خورد. در اثر آن انکشاف که تاب زلف مشکین‌ات ایجاد می‌کند، خون دل سالک شروع می‌شود و راه برای او گشوده می‌گردد. این در حالی است که مسیر عشق مسیر ‌پیچ و تاب‌داری است و دارای مظاهر گوناگونی از انوار اسماء حسنای الهی است. موفق باشید  
منظورِ امام؛ مولوی معاون ساواک تهران بود ( 4604 )
  س: سلام شما در بحث هایتان بر این نکته امام تاکید فرموده اید که ایشان شاه را با لفظ جناب اقای شاه می خواندند. ولی بعد از حادثه فیضیه امام به شاه لفظ مردکه را خطاب کرد؟ صحیفه جلد1 صفحه 206 . پس خطاب کردن شاه با لفظ اقا یا جناب همایونی به خاطر افکار عمومی نبوده است؟  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: صفحه‌ای که فرموده‌اید را نگاه کردم چنین چیزی ندیدم . ولی در صفحه‌ی246، امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: «آن مردکه آمد در مدرسه‌ی فیضیه»، که منظورِ امام؛ مولوی معاون ساواک تهران است. موفق باشید  
عجله نکنید ( 4580 )
  س: باسلام و خسته نباشید خدمت شما، قبلا از آقای احمدی نزاد حمایت همراه با انتقاد میکردم و هرجه بی انصافی میدیدم نظرم را اعلام میکردم اما در حال حاضر و بعد از انتخاب اقای مشایی به عنوان کاندیدای مورد علاقه رییس جمهور بسیار از اقای احمدی نژاد دلگیر و ناراحت شدم و دیگر در برابر هر حرف و سخنی سکوت کرده ام به عبارت دیگر من نیز همانند دیگران شدم و ترس دیگرم از این است که ایشان در برابر نظام و رهبری به علت مشایی و یا هر کس دیگری بایستد.سوال بنده این است که در این شرایط به کدام راه بروم و کدام گزینه را انتخاب کنم؟من به شدت از رییس جمهور متنفر شده ام و دیگران نیز همانند من هستند دیگرانی که مثل من باورشان نمی شد چنین شود.نظر به اینکه شما هوشمندانه عمل میکنید میخواهم نظرتان را بدانم.ممنونم.  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آقای احمدی‌نژاد در مقابل رهبری نمی‌ایستند. ولی کارهایی می‌کنند که آدم از ایشان گله‌مند می‌شود. باز در قضاوت عجله نکنید. موفق باشید  
اعلمیت رهبری ( 4550 )
  س: عرض سلام خدمت استاد عزیزم 1-بنده مرجع تقلید خودم رو حضرت آیت الله خامنه ای انتخاب کرده ام ولی راستش در انتخابم شک دارم بنظر شما در بین مراجع چه کسی اعلم است؟(خواهشمندم نظرتون رو صریح بفرمایین) 2-بنظر شما با توجه به شرایط جامعه , نامیدن حضرت آقا(مقام معظم رهبری) با عنوان "امام " و اصرار بر آن در صحبت ها و...کار درستیست؟ با تشکر فراوان  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده آیت‌الله خامنه‌ای را اعلم می‌دانم. زیرا از نظر فقهی همان توانایی را جهت استنباط حکم الهی دارند که بقیه دارند و از نظر عالم به زمانه‌بودن از سایر عزیزان برترند. 2- امام در عرف جهان اسلام به معنای رهبر است، مثل آن‌که می‌گویید: امام موسی صدر و لذا اگر به صورت درست برای ایشان به‌کار رود خوب است. موفق باشید  
شخصیت رهبری ( 4527 )
  س: سلام استاد. پرسش من این است که شما به جایگاه ولایت فقیه بودن رهبری عزیزمان، احترام میگذارید یا به شخصیت ایشان؟در حقیقت، هرکس دیگری هم جای ایشان بود موضع گیری شما در دفاع، همین دفاع ششدانگ و همه جانبه می بود یا فرق داشت. ایا شخصیت رهبری منهای ولایت فقیه بودن برایتانجذابیتی دارد؟چرا؟. تشکر  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: سوابق علمی و مبارزاتی و اخلاقی و هوشیاری سیاسی ایشان موجب شده که هر انسان منصفی برای ایشان ارزشی جدای از ولی فقیه بودن قائل باشد. موفق باشید  
زیبائی های آزاد اندیشی در این غوغا ( 4518 )
  س: با سلام خدمت استاد: ما خیلی چیزها از استاد طاهر زاده یاد گرفتیم.خیلی چیزها.جهت زندگیمان عوض شد با استاد.در همه ی بخشها که جدای از هم هم نیستند استاد نگاهی ویژه به ما آموخت. و در سیاست...از استاد توسعه به روش غربی بودن تفکر هاشمی و خاتمی را یاد گرفتیم.و استاد تفکر انقلابی سوم تیر را به ما شناساند.تا در این روزها گمراه نشویم. ولی همه ی اینها باعث نمیشود که انتقاد به استاد_که بسیار هم سخت است_نکنیم.دیدیم که استاد صراحتا اعلام کرده اند که از مشایی دفاع نمیکنند.این دو دلیل میتواند داشته باشد.یکی انحراف فکری مشایی است.که این فکر نمیکنم دلیل استاد باشد.چون احتمالا شما معتقدید که مشایی همان احمدی نژاد است.و دلیل دیگر عدم فضا برای عبور از اصولگراییست. استاد از شما میپرسم حق چیست؟ مشایی یا حق است و یا نیست. اگر مشایی حق است که باید از او دفاع کنیم. و اگر مشایی حق نیست پس رقبای او حق‌اند در حالی‌که همگی تکنوکرات هستند و نظام را باز به حجاب میبرند. چطور در برابر به حجاب‌رفتن انقلاب سکوت کرده‌اید؟آیا وقت آن هنوز نرسیده؟پس کی میرسد آن وقت معلوم؟پس وقت دفاع از حق چه زمانی است؟اگر امثال شما و شاگردانتان نروید و تبیین حق کنید و فضای غبار آلود را روشن نکنید و حق را روشن ننمایید و عمار باشید پس چه جایی برای حق میماند؟و گیریم که حق و انقلاب قرار است به حجاب برود.آیا سکوت ما جایز است؟آیا دفاع نکردن از مشایی تایید امثال آقای هاشمی نیست؟آیا میخواهید کشور و انقلاب باز هم به سوی ضدارزش‌ها برود؟ مگر کم ضربه دیدیم در حالی‌که در سال‌های سازندگی و اصلاحات تمام دین ما زیر سوال رفت؟ و قطعاً میدانید که اگر این رویکرد یک سال در زمان حاضر ادامه پیدا کند برابر تمام آن سالهاست. چون سرعت تکنیکی رو به پیشرفت است.آیا حاضر به روی کار آمدن حتی یک روز تکنوکراتها بر این مملکت میشوید؟ استاد نکند این تفکر شماست که عمدتا بعد از روشن شدن حق میخواد تازه حق را تبیین کند؟ مثل سال 88 که بعد از فتنه بود که استاد در جلسات تفسیر سوره ی محمد به تبیین اصلاحات باطل پرداخت؟آیا هنوز وقت عبور از اصولگراها نرسیده؟ یعنی معتقدید اینها از شاه و دولتش هم بزرگترند؟ استاد عزیز. قطعا مشایی خواهد آمد. من نمیدانم چه میشود. ولی معجزه‌ای در راه است. همانطور که شما نمیدانستید شاه چگونه خواهد رفت من هم نمیدانم هاشمی چگونه خواهد رفت. ولی میدانم قطعا خواهد رفت. و این حرفم از روی احساس نیست. بلکه قلبا و عقلا با امید بی‌نهایت این را می‌گویم. و این را نمیدانم که چرا شما نمی‌گویید؟ از طرفی امید خودم و بعضی دوستان را می‌بینم و از طرفی ناامیدی استاد اصغر طاهر زاده را. راستش را بخواهید این ناامیدی از تفکرتان می‌بارد. وقتی پرسش‌ها و پاسخ‌هایتان را در مورد مشایی و دولت خواندم یک حالت رخوت و ناامیدی به من دست داد برای لحظه‌ای کوتاه. و در این لحظه چه بر من گذشت! نمی‌دانم چرا تفکرِ "وقتش نرسیده"ی شما سراسر ناامیدی است؟؟؟ در حالی‌که وقتی صحبت‌های رهبر را می‌خوانیم چنان شعف و شور می‌گیریم که می‌خواهیم پرواز کنیم. و این دو تفاوت در اکثر حرف‌های دو رویکرد هست. استاد عزیز. آمدن مشایی را صرفاً در حد مبارزه با اصولگراها نبینید. مشایی(شخص را نمی‌گویم گفتمان را می‌گویم) اگر بیاید_ که می آید_ دنیا را به هم خواهد ریخت. اصولگرایی حزبی که عددی نیست...کوچکترین شاگرد شما  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شاکرم که بنده عقل دوستان را مخاطب قرار داده‌ام که در راستای آن به جای آن‌که شما مرید بنده شوید با عقل خود موضع‌گیری بنده را نقد می‌کنید. این از برکات آزاداندیشی است که امیدوارم بر آن پایدار باشید. تمام تلاش بنده در نوشته‌ها و گفته‌هایم آن است که عقل عزیزان را مخاطب قرار دهم تا رابطه‌ها همیشه بر محور عقل باشد و نه احساسات و مریدپروری. بنده دلایل خود را در نوشته‌ی «چرایی عدم حمایت از آقای مشایی» عرض کردم و اصراری ندارم که عزیزان آن را بپذیرند فقط احساس کردم در این مقطع تاریخی وظیفه‌ای دارم تا زوایایی را که به نظرم رسیده مطرح کنم تا خود عزیزان فکر کنند و مطابق فکر خود تصمیم بگیرند. به همین جهت خدا شاهد است کوچک‌ترین کدورتی نسبت به عزیزانی که سخن بنده را نپذیرند ندارم، چون می‌دانم آن عزیزان نیز در ذیل شخصیت حضرت امام«رضوان‌الله تعالی‌علیه» و مقام معظم رهبری امام خامنه‌ای«حفظه‌الله » فکر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. چه اشکال دارد که با مبانی مختلف نسبت به مصداق‌ها با سلیقه‌های متفاوت عمل کنیم؟ و باز در احترامی که باید به آن انتخاب نسبت به هم داشته باشیم کوتاهی ننماییم. مگر ما یک حزب سیاسی هستیم که همدیگر را به عنوان رقیب بنگریم و در نفی یکدیگر بکوشیم؟ این‌که می‌فرمایید با صحبت‌های رهبری عزیز در اوج امید و شعف و شور قرار می‌گیرید، حقیقتاً بنده هم همین‌طور هستم. چون آن مرد بزرگ بنا به وعده‌ی الهی به آینده می‌نگرد و مسلّم وعده‌ی الهی محقق می‌شود. آنچه بنده عرض می‌کنم آن است که برای محقق‌شدن برنامه‌های رهبر عزیز باید شرایط را مناسب کرد تا ایشان با آرامشی که نیاز دارند به نظام‌سازی موفق شوند، چرا شما این نگاه را حمل بر ترس یا ناامیدی بنده کرده اید؟ موفق باشید  
چرایی عدم حمایت از کاندیداتوری آقای مشائی ( 4490 )
  س: السلام و التحیة و الرحمة و البرکات.پیرو سوالی که قبلا از شما پرسیدم و شما پاسخ آن را به صورت شخصی ارسال فرمودید ، عرایضی هست. خواهش می کنم تا پایان سوالم را بخوانید هرچند کلام طولانی است اما خیلی خیلی مهم است.استاد ، خواهش می کنم به داد ما برسید که بریده ایم از این دنیا .خواب به چشمانم نمی آید و اگر هم از شدت خستگی به خواب بروم ، خواب مهندس مشایی را می بینم و بس. همین دیشب خواب میدیدم که همه ی اعضای بدنم که حکم ملک وجودم را دارند ، صورت باطنی شان گویا شده بود و همه شان راجع به مهندس مشایی اظهاراتی داشتند و حتی وقتی بیدار هم شده بودم حس می کردم کف پایم ، دستم و در کل بدنم راجع به مهندس مشایی می خواهند صحبت کنند و زنده و گویا هستند. استاد ، اصلا خوردنم نمی آید و فقط وقتی از گرسنگی حالم بد می شود غذا می خورم. این ها مهم نیست فقط خواستم بدانید که چقدر تحت فشار هستم. از یک طرف فضای جامعه به شدت بی تقوا و سخیف شده است و ظلم و اهانت و خیانت و پیغمبر کشی را در تخریب دولت و مهندس مشایی به نهایتش رسانده است ، از طرف دیگر مشکل اصلی "بی فکری" است و این که کسی حاضر به تفکر نیست . خیلی از اطرافیانمان بدون این که حتی یک سخنرانی از مهندس مشایی را گوش بدهند شروع به نقد او کرده اند. مظلومیت مهندس مشایی به اوج رسیده است اما او ( به گفته ی خودشون در سخنرانی روز سه شنبه که من هم اونجا بودم) خود را مظلوم نمی داند بلکه از مظلومیت امام و از گناه دیگران در محضر او خجالت می کشد. در نگاه اول عبور از وضعیت فعلی (عبور از اصول گرای سیاسی) محال به نظر می رسد، برای عبور از اصول گرای حزبی که حجاب نوری انقلاب‌اند،باید افراد جامعه وارد ساحت تفکر بشوند اما من حداقل در جلساتی که با حامیان دولت بود شرکت کردم و از نزدیک آن ها را دیدم ، خیلی از آن‌ها اصلا فکر نمی کنند و فقط مهندس مشایی یا دکتر احمدی نژاد را دوست دارند و نیروهای عمیقی نیستند. اغلب طرفداران احمدی نژاد و مشایی که از توده های مردم هستند و البته به احتمال نزدیک به یقین بار دیگر مهندس مشایی رو به ریاست جمهوری خواهند رساند ، حرف احمدی نژاد را نفهمیدند. در این جا دو مسئله مطرح است ،مسئله اول صلاحیت شخص مهندس مشایی برای ریاست جمهوری جهت ادامه ی گفتمان دولت و مسئله ی دوم ، به مصلحت بودن حضور او در انتخابات.درباره صلاحیت شخص مهندس مشایی شما در پاسخ شخصی که به من دادید، اشاره کردید که از "دو پهلو سخن گفتن" مهندس مشایی به عنوان یک "گفتمان" نباید ساده گذشت. و بنده روی حرف شما خیلی فکر کردم و البته به جهت خصوصی بودن پاسختون وجدانم اجازه نداد که با انتشار پاسخ شخصی شما از دیگران هم مشورت بگیرم فقط پاسختون رو به یک نفر ارسال کردم تا بلکه از این وضعیت سر درگمی نجات پیدا کنم . بار دیگر با نظر به حرفی که شما فرمودید بعضی سخنرانی های مهندس مشایی را مجددا چندین بار گوش دادم اما به عقل ناقصم چیزی نرسید. نهایتاً بنده متوجه مطلبی که شما فرمودید نشدم و جز بر درماندگی و سردرگمی بنده ، چیز دیگری بر من اضافه نشد. روز سه شنبه در جلسه ای که مشایی اومد برای پرسش و پاسخ و سخنرانی ، ایشون گفتند سخنرانی "دوران اسلام گرایی" برای خیلی خیلی سال قبل است و مجددا توضیح دادن . از قبل هم دوستان می گفتند که آن سخنرانی مربوط به دورانی است که ایشون توی نمی دونم شهرداری یا شورای شهر بودن. رفقایی که سخنرانی های سال های قبل از ورود به دولت ایشون رو داشتن می گن ادبیات ایشون خیلی عرفانی بوده و از وقتی که وارد دولت شده تازه بهتر هم شده است ، اما حقیر می خوام این رو بگم که اگر مهندس مشایی دوپهلو صحبت می کنند دو حالت دارد : یا خودشان متوجه هستند یا متوجه نیستند. بنده تا جایی که ایشون رو حتی از نزدیک دیدم و همین طور حرف های خیلی عمیقشون در جلسه روز سه شنبه گذشته و همین طور سخنرانی هاشون ، اصلا نمی رساند که ایشون از قصد بخواهند دوپهلو صحبت کنند لذا ناخواسته شاید جمله ای گفتند که به نظر حضرت عالی دوپهلو بوده است و نیاز به وصله پینه پیدا کرده. خب وقتی ناخواسته این چنین است پس اشکال از "گفتمان" نیست بلکه اگر اشکالی وارد باشد یقینا به "ادبیات" ایشون وارد است .خواهش دارم نگاه خود را به آقای مشایی تحلیل بفرمایید.اما به هیچ وجه نمی توانم از حرف های شما ساده بگذرم ، چندین سال قبل که ما در دانشگاه بودیم و هنوز اصول گرای سیاسی ظهور نداشت و همه پشت آقای احمدی نژاد را در ظاهر گرفته بودند شما در یک تماسی که باهاتون گرفتیم به ما هشدار دادید که جریانی در کشور دارد شکل می گیرد که خود را ولایت مدار و انقلابی می داند اما راهش از احمدی نژاد جداست. آن موقع تصور آن حرف برای من سخت می آمد ولی امروز به عینه با جریانی که شما فرمودید مواجه شده ایم در جامعه. لذا حقیر نمی توانم از مواضع سیاسی و از حرف های شما به سادگی بگذرم که در صورت زاویه داشتن با شما در مسائل سیاسی ، خودم را فریب خورده می دانم . از طرفی هرچقدر صحبت های مهندس را گوش می دهم بیشتر مجذوب او می شوم و انحرافی در ایشون نمی بینم. لذا خواهش می کنم اگر اطلاعات خاصی دارید یا مسئله ای هست به من بگویید.فرموده اید : " دوستان نزدیک آقای احمدی‌نژاد که با ایشان در یک جبهه و در یک سنگر مبارزه کرده‌اند حرف‌هایی دارند که انسان را در دفاع از آقای مشائی می‌لرزاند." دقیقا منظورتون از دوستان چه کسانی هستند و گفته های آن ها چیست که شما به آن ها استناد فرمودید ؟ منظور از " نزدیک " ، قرابت فکری است یا قرابت فیزیکی ؟ من اخبار رو دقیق رصد می کنم و نمی فهمم شما ناظر به چی صحبت می کنید ؟بله وقتی شما می فرمایید حمایت از آقای مشایی یکی از اشتباهات آقای احمدی نژاد است و البته خیلی سربسته به من جواب دادید ، بنده حرف شما را این طور تفسیر می کنم که : احمدی نژاد اشتباه کرد که از آقای مشایی حمایت کرد اما او را به این کار وادار کردند. درست مثل اتفاقی که در قضیه ی مجلس افتاد که احمدی نژاد را در پازل تعریف شده ی خودشون قرار دادن تا اون فیلم رو افشا کنه ، این جا هم افرادی مثل جناب آقای صفارهرندی و آقای شریعتمداری برای این که منویات رهبری محقق نشود و به دولت هم ضربه ای وارد شود سریعا نامه ی آقا به احمدی نژاد را افشا کردند چرا که " نقشه چون افشا شود عملی نخواهد بود " وگرنه احمدی نژاد قصد داشت مشایی را به گونه ای که آبروی او نرود کم کم کنار بگذارد ، و بعد عده ای از قول احمدی نژاد گفتند که دکتر گفته اگر مشایی را کنار بگذارم دیگران مطمئن می شوند که با فشار به رهبری می توانند حرکت دولت را متوقف کنند و البته اگر مشایی هم کنار گذاشته میشد باز هم مشکلات کم نمی شد و به گونه ی دیگری دولت را تخریب می کردند یعنی مشکل آن ها با مشایی نیست حتی با احمدی نژآد هم نیست. مشکل آن ها با خود آقا است. به قول احمدی نژاد "فرزند آن آقا ( هاشمی) آمد و گفت فلانی تو چرا خودت رو وسط می اندازی ، ما با تو کارنداریم با اون بالایی کار داریم . دکتر : من هم گفتم من یک تار موی اون بالایی رو به شما و امثال شما نمی دم".تا این جای پاسخ شما ناظر به صلاحیت شخص آقای مشایی است که خواهش می کنم برای بنده توضیح بدهید که شما چه می بینید که من نمی بینم ؟ شما با پاسخی که به صورت شخصی از طریق سایت به ایمیل بنده ارسال فرموده اید : " بنده دوستانه به شما عرض می‌کنم اگر در آینده به مشکلات سیاسی گرفتار شدید و یأس و دل‌سردی احاطه‌تان کرد باید خود را ملامت کنید. "، این سخن همچون تیری بود که به قلب بنده اصابت کرد و بنده را از حرکت بازداشت و از آن به بعد در عالَمی معلق به سر می برم که اصلا قابل وصف نیست. به نظر حقیر می آید که شما لب کلامتان حتی در جزوه ی عبرت های پدیده احمدی نژاد ، این است که زمانه ، زمانه ی عبور از اصول گرایان حزبی نیست و البته "روح زمانه" یک حقیقت است که از "مسیر حق و باطل " جدا نیست و حتی خودش تعیین کننده ی مسیر حق است . حقیر هم این مسئله را مهم می دانم و بخشی از نگرانی ام ناظر به همین مسئله است. اما پاسخی که غالب "احمدی نژادی‌های امیدوار به نتیجه ی انتخابات" دارند این است که می گویند اگر اراده ی ملت در شخصی تحت عنوان رئیس جمهور تجلی کند و حماسه ای مردمی با وجود همه ی هجمه های اصول گرایان علیه دولت و جریان موهوم انحرافی شکل بگیرد ، دهان اصول گرایان بسته می شود . به گفته ی آقای مشایی دو زمان ، خیلی خیلی مهم و تعیین کننده است یکی زمان "انتخابات" و دیگری زمان "تنفیذ" . و البته تنفیذ هم یک کار تشریفاتی نیست بلکه یک حقیقت است که رهبری به عنوان نائب انسان کامل در عصر حاضر، شخصی را به عنوان رئیس جمهور اذن ریاست جمهوری می دهند. یعنی مردم به رئیس جمهور رأی نمی دهند بلکه مردم به رهبری رأی می دهند و رهبری ریاست جمهوری را به رئیس جمهور تنفیذ می‌کنند، در کل نظر آقای مشایی و در کل پاسخ این دغدغه این است که تنها با حضور حماسی مردم در حمایت از دولت مظلوم ، دولت می تواند راه خود را ادامه دهد. و البته توضیحی دارم که چگونه و با چه تاکتیکی اصول گرایان بعد از انتخابات 92 با تمام قدرتشان سقوط خواهند کرد که جهت اختصار کلام از آن فاکتور می گیرم. اما سوالی که برای بنده مطرح است این که اولا اگر مردم بدون فهم کردن احمدی نژاد حماسه ای در حمایت از ایشون شکل دهند آیا باز هم انقلاب می تواند این حجاب نوری خود را( اصول گرایان حزبی) کنار بگذارد ؟؟ و ثانیا سوالی برعکس قبلی ، این که آیا این اشتباه بنده و شما ( با عرض پوزش) نیست که فکر می کنیم باید تحولات بعد از انتخابات قابل پیشبینی باشد ؟؟ مگر شما نفرمودید که تا قبل از این که شاه برود اصلا نمی توانستید تصور رفتن شاه را هم بکنید ولی دیدید که شد و باز هم فتنه ی 88 را مگر شما پیشبینی می کردید ؟ و مگر تا قبل از فتنه ، می دانستید که با انتخابات 88 ، اصلاح طلبان از انقلاب حذف خواهند شد ؟؟خواهش می کنم جواب این شبهات ذهنی بنده را بدهید. استاد ، سوال آخرم این است که اگر به این نتیجه برسیم که جناب مهندس مشایی ، به صلاح نیست که در انتخابات وارد شوند حالا یا به جهت این که فرض شود توان ادامه ی گفتمان دولت را ندارند و یا به جهت این که زمان عبور از اصول گرای حزبی فرا نرسیده و باید یک دوره ای دولت وارد صحنه نشود تا افق احمدی نژاد تبیین شود و جامعه به فهم تازه ای برسد که امکان عبور از حجب نورانی انقلاب باشد ، اما با این حال اطلاعات بسیار موثق در دست دارم که مهندس مشایی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری است . نسبت ما با او از نظر شما باید چگونه باشد ؟ درحالی که می دانیم نه جبهه ی پایداری ادامه ی راه احمدی نژاد است چون گزینه های آن ها به هیچ وجه فکر احمدی نژاد را ندارند، و نه در این شرایط کسی جز مشایی می تواند راه دولت را ادامه دهد ؟ در این شرایط وخیم اگر کسی بیاید که ادامه ی دکتر نیست خب طبیعی است که اصول گرایان سیاسی با او کاری ندارن اما اگر کسی بیاید که ادامه ی گفتمان احمدی نژاد باشد قطعا همان گونه که با احمدی نژاد برخورد کردند با او نیز برخورد خواهند نمود و او را لجن مال خواهند کرد لذا باید روحیه ای مقاوم داشته باشد که در این صورت فقط مهندس مشایی می ماند و بس. در آخر این که به نظر شما ویژگی هایی که رهبری فرمودند برای یک رئیس جمهور از جمله داشتن روحیه ی مقاوم ، آیا به نظر شما چراغ سبز نشان دادن به مشایی برای حضور در انتخابات نیست ؟خیلی عذر می خوام که مطلبم طولانی شد اما تمنا دارم با صبر و حوصله پاسخ بفرمایید. با تشکر فراوان.  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در ابتدا عرض کنم آن جواب شخصی که عرض کردم و این جوابی که خدمتتان ارسال می‌کنم آن طور نیست که اگر اهل آن را پیدا کردید از ارائه‌ به او خودداری کنید. 2- یک بحث آن است که آیا خوب است آقای مشائی در گردونه‌ی انتخابات به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری وارد شوند یا نه؟ و یک بحث آن است که بنده و امثال بنده و آن‌هایی که بنا دارند نقش فرهنگی در انقلاب داشته باشند و مبین معارف علامه‌ی طباطبایی و حضرت امام و مقام معظم رهبری باشند، باید از آقای مشائی حمایت کنند یا نه؟ بنده در مورد ورود آقای مشائی به گردونه انتخابات نفیاً و اثباتاً نظری ندارم و نمی‌دانم بهره‌های این حضور بیشتر است و یا ضررهایش. اما در مورد دوم نظرم آن است که رفقا با آن هویت فرهنگی که باید مبیّن معارف الهی باشند، نباید وارد حمایت از آقای مشائی شوند. و نباید تصور کرد که شرایط مثل شرایط دو دوره انتخابات قبل است و فکر کنیم در این دوره هم با حمایت از آقای مشائی نتایج تاریخی مثل نتایجی که در دفاع از آقای احمدی نژاد حاصل شد نصیب انقلاب می‌شود، زیرا در هر دو دوره گذشته چهره‌ها‌ی مقابل آقای احمدی‌نژاد از نظر فکری و فرهنگی معلوم بودند و به تعبیر مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» شرایط طوری شده بود که انقلاب از مسیر ارزش‌هایش تا حدّی خارج شده بود و روح برگشت به غرب در آن مستتر بود. 3- فضایی که آقای مشایی می‌خواهند به عنوان رئیس جمهور در آن فضا به میدان بیایند، فضایی است که خارج از جوّسازی‌های دشمنان گفتمان آقای احمدی‌نژاد، ضعف‌های آقای احمدی‌نژاد و ابهامات سخنان آقای مشائی آن را سنگین کرده است – در عینی که معتقدم جایگاه گفتمانی آقای احمدی‌نژاد در جای خودش هست و بحمدالله در فضای فرهنگی انقلاب ریشه دوانده و ضرورت دارد حفظ شود– ضعف‌های شخصی و اجرایی آقای احمدی‌نژاد اعم از آن یک‌شنبه‌ی سیاه و یا ضعف‌های اجرایی که مثلاً در وسط جلسه‌ها وعده‌هایی می‌دهند که دولت ظرفیت اجرای آن را ندارد؛ فضا را سنگین کرده است. و از همه مهم‌تر آن ضعفی است که از آقای احمدی‌نژاد ظهور کرد و از رهبری ظهور نکرد، و آن عدم تعامل با اصول‌گرایان حقیقی است، ضعفی که امروز حاصل آن را تقابل بسیاری از حوزویان و طلاب و پاسداران و نیروهای متعلق به انقلاب و ارزش‌های انقلاب با دولت آقای احمدی‌نژاد می‌یابید. متوجه باشید عرض بنده آن نیست که از آن طرف ضعف نیست، بلکه حرف آن است که سعه‌ی صدری که برای ادامه‌ی این گفتمان لازم بود بیشتر از آن اندازه ای بود که آقای احمدی‌نژاد از خود نشان دادند. خوبی‌ها و امتیازات ایشان به جای خود، این ضعف‌ها به این گفتمان و به رهبر عزیز ضربه زد تا آن‌جایی که آقای احمدی‌نژاد متوجه نیستند اگر همه‌ی مردم به آقای مشائی رأی بدهند، باز آن روحی که فضای فرهنگی کشور را مدیریت می‌کند متمایل به آن دولت نخواهد بود و حتی اگر آن روح با دولت آقای مشائی مقابل جدّی هم نکند، همکاری نخواهد کرد و همین می‌شود که شما در متوقف‌کردن دولت دهم با آن روبه‌رو شدید که همه دست به دست هم دادند تا جلوی کارهای دولت را بگیرند. آیا ناتوانایی‌های که در دولت دهم ظهور کرد، ریشه در گفتمان رئیس دولت داشت یا در همین اشتباهات محاسباتی که منجر شد تعامل لازم با اصول‌گرایان حقیقی انجام نگیرد؟ آن نوع تعاملی که رهبر عزیز داشتند و گفتمان آقای احمدی‌نژاد نیاز به آن تعامل داشت ، در همین راستا ضعف‌هایی در آقای مشائی می‌یابیم که از همین جنس است و آن ایجاد وحدتی بین آقای احمدی‌نژاد و آقای مشائی از یک طرف و تقابل با افرادی مثل آقای محصولی و آقای لنکرانی و آقای فتاح از طرف دیگر. این روحیه- یعنی روحیه‌ی آقای مشائی و آقای احمدی‌نژاد- اگر مسائل تاریخی ما را خوب هم بفهمد، خوب عمل نمی‌کند، نمی‌شود با این گمان که چون آقایان فوق‌الذکر اهداف دولت را درست نمی‌فهمند و یا چون به شخصیت قدسی آقای مشائی – به زعم آقای احمدی‌نژاد – توجه کامل ندارند باید حذف شوند. این نه در سیره‌ی ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» دیده می‌شود و نه در سیره‌ی حضرت امام و رهبری عزیز. حتماً خودتان شواهد زیادی در این مورد در سیره‌ی بزرگان سراغ دارید. به عنوان نمونه یادآوری می‌کنم که امام فرمودند من از اول با روی کارآمدن دولت موقت مخالف بودم ولی چون آقایانِ شورای انقلاب نظر داشتند پذیرفتم. با این احتمال که حضرت امام با نور اشراقی که به قلبشان رسیده، متوجه تحقق انقلاب بودند و ظاهراً هیچ نگرانی از پیروزی انقلاب نداشتند ، باز با عقل اطرافیان خود راه می‌آیند. آیا بر فرض توجهات معنوی که برای آقای مشائی محقق می‌شود می‌توان هرکس با آن توجهات هماهنگی ندارد حذف شود؟ 4- در این دو زاویه‌ای که در رابطه با شخصیت آقای احمدی‌نژاد و آقای مشائی عرض کردم خودتان باید خوب فکر کنید و مصداق بیشتری از بعضی از حرکات این آقایان بیابید. این‌جا بود که چندین بار عرض کرده‌ام «نباید برای آبادکردن یک ده کوچک، شهر بزرگی را خراب کرد» شهر بزرگ تحقق این گفتمان است به وسعت روح آن‌هایی که فضای فرهنگی کشور را در دست دارند، کاری که حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» کردند و خیلی‌ها را وارد انقلاب نمودند و رهبری«حفظه‌الله» انجام دادند و خیلی‌ها را وارد ادامه‌ی انقلاب کردند با همه‌ی ضعف‌‌هایی که آن افراد داشتند یا دارند. 5- به نظر بنده رفقایی که بنا دارند در تبیین موضوعات فرهنگی فعالیت کنند، نباید وارد حمایت از آقای مشائی بشوند زیرا حفظ هشت‌سالی که پشت سر گذاردیم با آقای مشائی نه‌تنها ممکن نیست بلکه آن هشت‌سال گم می‌شود، حتی با فرض آن‌که آقای مشائی رئیس جمهور شود چون فضای کشور تبدیل می‌شود به فضای تقابلِ رقبایی که شکست ‌خورده‌اند ولی اکثراً بار فرهنگی و ارزشی را به همراه دارند و بین کسانی که پیروز شده‌اند، این تقابل ما را از اهداف بلند انقلاب و آن نوع نظام‌سازی که رهبری عزیز به دنبال آن هستند، عقب می‌اندازد. 6- حفظ یک گفتمان همیشه معطوف به فرهنگ است و نه معطوف به قدرت و تنها با تأسی به سیره‌ی ائمه«علیهم‌السلام» ممکن است گفتمان معطوف به فرهنگ حفظ شود، به همان صورتی که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به علی«علیه‌السلام» وصیت کردند اگر حق تو را دادند که حاکمیت را می‌پذیری و اگر ندادند صبر کن، صبرکردن با حفظ هویت فرهنگی و تأکید بر آن به خودی خود یک کار بزرگ فرهنگی است. آنچه بنده به رفقایی که خود را در ذیل فرهنگ علامه و امام تعریف کرده‌اند توصیه می‌کنم آن است که مواظب باشید یک حزب سیاسی و جریانی که معطوف به قدرت است نشوید و مطمئن باشید گفتمان آقای احمدی‌نژاد از آن جهت که جنس انقلاب است مثل خود انقلاب حفظ می‌شود هرچند معلوم نیست آقای احمدی‌نژاد خودشان بتوانند آن طور که شایسته‌ی این گفتمان است عمل کنند. ما باید تلاش کنیم حتی آقای احمدی‌نژاد را حفظ کنیم تا این گفتمان زیر سؤال نرود و بنده از آن جهت از ایشان دفاع می‌کنم که این گفتمان زیر سؤال نرود. ولی سخت شما را از یک حزب‌شدن در مقابل احزابی دیگراحزاب بر حذر می‌دارم، با حاکمیت ولایت فقیه ما آن کمبودی که در سایر نظام‌های سیاسی با حزب برطرف می‌کنند، بر طرف کرده‌ایم و در همین راستا رهبر عزیز انقلاب امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» در جمع دانشجویان در کرمانشاه فرمودند: «ما با تحزّب مطلقاً مخالفتی نداریم و معتقدیم تحزّب با وحدت جامعه منافاتی ندارد؛ به شرط آن‌که با نگاه درست ایجاد شود. اگر حزبی برای کانال کشی وکادرسازی و هدایت فکری جامعه در زمینه‌های سیاسی، دینی، عقیدتی و دیگر عرصه‌ها به‌وجود آید و قصد خود را در دست گرفتن قدرت قرار ندهد، کاری خوب و مورد تأیید است که البته اینگونه احزاب، اگر در رقابت‌های سیاسی هم وارد شوند، به طور طبیعی برنده می‌شوند(22/7/90) ولی از خود بپرسید آیا با حمایت از آقای مشائی ما در فضای هدایت فکری جامعه قرار می‌گیریم و یا گرفتار رقابت‌های معمول سیاسی می‌شویم؟ 7- به نظر بنده هنوز شرایط ظهور کامل گفتمان آقای احمدی‌نژاد فراهم نشده چون فضا، فضای درگیری‌ها و تهمت‌ها و انفعال‌ها است. آیا در دل این گفتمان که باید تبیین شود، شما با معرفی کاندیدایی خاص می‌توانید جامعه را متوجه آن نقطه‌ی آرمانی بکنید که می‌خواهید؟ یا با تشکیل یک جبهه‌ی سیاسی به همان تله‌ای می‌افتید که نیروهای متدین اصول‌گرا با روحیه‌ی حزبی در آن تله افتادند و نه‌تنها دیگر اصول‌گرایی از طریق این افراد جلو نرفت بلکه خودِ آن‌ها حجاب اصول‌گرایی شده‌اند. از خود نمی‌پرسید چرا اصول‌گرایی، امروزه ناخودآگاه به یک نگاه حزبی گرفتار شده، در حالی‌که روح اصول‌گرایی بسیار وسیع‌تر از آن است که گرفتار محدودیت‌های حزبی شود؟ 8- شرایط بسیار حساس و دقیق است و همه‌ی این عرایض بنده با توجه به ولایت فقیه و حاکمیت مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» معنا می‌دهد، به این صورت که قدرت لازم برای تبیین معارف الهی و اجرای آن با ولایت فقیه در کشور فراهم است و نیاز به یک قدرت حزبی نداریم، بلکه نیاز داریم شرایط را هرچه بهتر فراهم کنیم تا آرمان‌های انقلاب اسلامی به فعلیت برسد. از این جهت این اشکال را به‌جا نمی‌دانم که باید برای حفظ گفتمانی که آقای احمدی‌نژاد مطرح کردند و رهبری عزیز از آن دفاع نمودند، قدرتی شد در مقابل قدرتی که می‌خواهد این گفتمان را نفی کند، بلکه معتقدم با حمایت از قدرت حاکمیت ولایت فقیه که امروز در مقام معظم رهبری متجلی است، می‌توانیم آن گفتمان را حفظ کرد و خود رهبری در فرصت‌های مناسب راه‌کارهای حفظ آن گفتمان را می‌نمایانند، همان‌طور که در اول فروردین فرمودند: «آنچه ما برای رئیس جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعف‌هایی که وجود دارد». مگر نه این‌که با اشاره‌ی رهبری ما متوجه‌ی آقای احمدی‌نژاد شدیم که در زمان شهرداربودن آقای احمدی‌نژاد فرمودند رائحه‌ی خوش خدمت از شهرداری به مشام می‌رسد؟ چرا ما در تعریف نسبت خود با انقلاب همین معنا را ادامه ندهیم که در ذیل رهنمود های رهبری عزیز، وفادار به گفتمان اقای احمدی‌نژاد باشیم و مواظب باشیم خودمان به دست خودمان یک حزب سیاسی نشویم تا مثل بقیه‌ی احزاب سیاسی هرکس غیر خود را رقیب خود بدانیم، هرچند رقیب ما سخن حقی بگوید. 9- شما یک وقت نظر به آقای مشائی دارید و به تهمت‌هایی که به ایشان زده شده و ایشان را از بسیاری ازآن تهمت ‌ها مبرا می‌دانید و یک وقت نظر به ایشان دارید برای ادامه‌ی انقلاب و ادامه‌ی گفتمان آقای احمدی‌نژاد و هموارکردن بستری جهت تحقق آرمان‌های رهبری در راستای نظام‌سازی. در رابطه با منظر دوم است که معتقدم صلاح نیست شما از ریاست جمهوری آقای مشائی دفاع کنید چون معتقدم ادامه‌ی انقلاب و ادامه‌ی گفتمان آقای احمدی‌نژاد با ریاست جمهوری ایشان محقق نمی‌شود و سیل اصول‌گرایان که متأسفانه امروز تحت تأثیر اصول‌گرایی حزبی سیاسی هستند به مقابله با آقای مشائی برمی‌خیزند در حالی که کشور ما در شرایطی نیست که گرفتار این نوع تقابل ها شود، بر فرض هم که آقای مشائی با رأی توده‌ی ‌مردم به جهت ارادت به آقای احمدی‌نژاد، پیروز انتخابات شوند، از خود بپرسید در آن صورت جای شما در این تقابل‌ها کجا است؟ در کنار رهبری که می‌خواهند کشور در آرامش باشد و یا در اردوگاه دفاع از آقای مشائی؟ بر مبنای این‌گونه عرایض است که معتقدم ظاهراً نه آقای احمدی‌نژاد و نه بعضی از نیروهای متدین به انقلاب آن طور که شایسته است به وظایف حفظ این هشت‌سال فکر نمی‌کنند. هشت سالی که رهبر معظم انقلاب در مورد آن در۱۶ اردی‌بهشت ۱۳۹1 خطاب به هیئت دولت فرمودند«هر بیننده‌‌اى احساس میکند و مى‌‌بیند که تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، بخصوص در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من دو سه عامل تأثیر دارد که ما اگر بدانیم انگیزه‌‌هاى دشمن از کجا ناشى میشود، تکلیف خود را در برنامه‌‌ریزى‌‌هامان بهتر میفهمیم. به نظر من یکى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست؛ یعنى میخواهند این پیشرفتها کند شود. جمهورى اسلامى با داعیه‌‌ى اسلام‌‌خواهى، با داعیه‌‌ى مردم‌‌سالارى اسلامى، با داعیه‌‌ى رد و نفى مستدل لیبرال دموکراسى، براى تشکیلات استکبارى دنیا یک خطرى است. هرچه شما بیشتر پیشرفت کنید، این خطر براى آنها بیشتر خواهد شد. میخواهند جلوى این را بگیرند. عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. وقتى شعارهاى انقلاب کمرنگ شود، پنهان شود، آنها طبعاً بیشتر خوششان مى‌‌آید و چهره‌‌ى همراه‌‌ترى میگیرند؛ هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر کنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است. عامل دیگر، همین حوادث منطقه است؛ موفق باشید  
رفقای گروه فرهنگی المیزان و ساحت حضورهیچ‌کدام از آن‌ها به این نتیجه نرسیده‌اند که از آقای مشایی دفاع کنند ( 4484 )
  س: سلام خدمت استاد بزرگوار متأسفانه برخی از شاگردان و مرتبطین با شما شده اند طرفدار آقای مشایی. اگر حضرتعالی واقعا مشایی را صالح نمی دانید خواهشا موضع گیری بفرمایید تا کسانی که چشمشان به صحبت های شماست آگاه شوند در مدرسه علمیه ی ما تمام کسانی که پامنبری شما هستند الآن طرفدار مشایی هستند و بنده بین آقای مشایی و شخصیت هایی بزرگواری مثل علامه طباطبایی و حضرت امام سنخیتی نمی بینیم که این بچه ها بخواهند از مشایی حمایت کنند از شما خواهشمندم رفقا را توجیه بفرمایید. با تشکر  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف ها در مورد بنده و رفقایی که واقعاً با بنده مرتبط هستند درست نیست، مثل رفقای گروه فرهنگی المیزان و ساحت حضور. هیچ‌کدام از آن‌ها به این نتیجه نرسیده‌اند که از آقای مشایی دفاع کنند. بعضی‌ها انتظار دارند آقایان مثل خودشان به آقای مشائی توهین کنند. روش ما این نیست که به کاندیداها توهین کنیم. داستان آن‌هایی که یک زمانی با بنده ارتباط داشتند و حالا جدا هستند، داستان دیگری است، کارِ آن‌ها را به پای خودشان بنویسید. موفق باشید  
نمونه ای از کودتای نرم علیه رهبر عزیز ( 4453 )
  س: باعرض سلام و تبریک به مناسبت میلاد با سعادت حضرت صدیقه طاهره و تشکر بخاطر جواب بسیار مفیدی که به سوال قبلی بنده (معنای گفتمان احمدی نژاد)عرض نمودید...در پاسخ به سوال 4411 ع فرمودید که معتقید هم اکنون کودتای نرمی بر علیه رهبری از طرف نیرو های اصولگرای حزبی در حال انجام است که واقعا باعث بهت و حیرت من شد...اگر صلاح می دانید این مسِِأله را روشن بفرمایید.چگونه افرادی که دایما برای رد احمدی نژاد تقابل ایشان با رهبری را مطرح می کنند و عمده نگرانی های انها (در ظاهر)رهبری و نظام و مردم می باشد وسعت چنین تفکری از هیات مذهبی گرفته تا دانشگاه و حوزه و حتی مجلس ادامه دارد خواسته یا ناخواسته وارد چنین جریانی شده اند؟به نظر شما این همان فتنه قبل از انتخابات که رهبری ان را بیان فرمودند نیست؟ویا نسبتی با ان نخواهد داشت؟ واصولا جریانی چون اصول گرایی که همیشه خود را به رهبری نزدیک تر دانسته وحتی شاید این موضوع را دستاویزی برای پهان کردن ضعف های خود قرار داه چرا به چنین رویه ای متمسک شده است؟هدفشان از این کار چیست؟ودر اخر به نظر شماچه افرادی تعمدا چنین جریانی را به راه اندخته اند وچه گروهی ناخواسته چنین جریانی قرار گرفته اند یا خواهند گرفت؟...من فکر می کنم در صورت وقوع چنین جریانی ما در وضیت تاریخی به سر می بریم که بار دیگر نیاز به "عمار" داریم...از زیاده گویی ام عذر خواهی می کنم .اجرتان با حضرت زهرا(س).  
  ج: .باسمه تعالی: سلام علیکم: برای روشن‌شدن کودتای نرم علیه رهبر عزیز کافی است سخنان رهبری را با دقت کامل مورد توجه قرار دهید و سپس ببینید بعضی جریان‌های به ظاهر اصول‌گرا چگونه به آن سخنان توجهی نمی‌کنند و با احترام به حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» کار خود را می‌کنند. تا این را جا بیندازند که رهبری نفوذ لازم را در بین مردم ندارند و یا پیشنهادات ایشان غیر کارشناسانه است. این روش در زمان آقای هاشمی کاملاً مشهود بود و سایر جریان‌های سیاسی نیز همین روش را بعضاً دنبال می‌کنند. نمود روشن آن را در مورد آقای احمدی‌نژاد می‌توانید تجربه کنید که رهبری در اول فروردین بر روی امتیازات دولت فعلی دست گذاشتند و امتیازات را منحصر به این دولت دانستند ولی ضعف‌ها را برای این دولت و سایر دولت‌ها اعلام کردند که رئیس جمهور بعدی باید از آن فاصله بگیرد. ولی ملاحظه می‌کنید طوری نیروهای به ظاهر اصول گرا سخن می گویندکه گویا این دولت هیچ امتیازی ندارد. موفق باشید  
مولوی در نظر رهبری ( 4462 )
  س: با عرض سلام و ارادت بسیار خدمت محضر استاد،بنده قبل از طلبه شدن در استان اصفهان با مباحث جنابعالی آشنایی مختصری داشتم و پس از طلبگی مباحث شما را بسیار جدی دنبال می کنم و در حوزه علمیه کتابهای و صوتهای شما را در اختیار بعضی از دوستانم قرار داده و آنان را با مباحث بسیار عالی شما آشنا نموده ام،چندی پیش 2 سوال از طرف یکی از دوستانم مطرح شد که من به او قول دادم که سوالات را با شما مطرح کرده و جواب را به آنها برسانم اکنون سوالات را با شما در میان می گذارم: 1-چرا جنابعالی از لباس مقدس روحانیت استفاده نمی نمایید(با توجه به اینکه جنابعالی و مثلا استاد رحیم پور ازغدی بسیار موفق عمل کرده اید و به عنوان الگو برای طلاب مطرح هستید شاید آنها از شما الگو گرفته و از لباس استفاده نکنند) 2-نظر جنابعالی در مورد مولوی چیست،(در یکی از صوت ها فرموده اید که کم کم می توان وارد فضای مولوی شد)،با توجه به اینکه اشعار خوبی در مورد حضرت علی (ع) و حضرت ابوطالب (ع) ندارند و حضرت ابوطالب (ع) را مشرک می خوانند،آیا اینکه عده ای می گویند مولوی دشمن اهل بیت بوده صحیح است؟ با تشکر از وقت گذاری شما.  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده قبلاً این سؤال را در جواب سؤال‌ شماره‌ی 3171 عرض کرده‌ام. مبنی بر این‌که یکی از شروط لباس روحانیت تسلط بر فقه است. بنده در حدّ لمعه فقه خوانده‌ام و اصول هم در حدّ اصول مظفر و این کافی نیست برای کسی که در لباس روحانیت است ولی به نظر بنده وظیفه‌ی طلاب آن است که در وقت مناسب حتماً ملبس شوند 2- مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» به عنوان یک فقیه آگاه به شعر در مورد مولوی می‌فرمایند: «. مقام معظم رهبری«حفظه‌الله‌تعالی» در جلسه‌ای که با شعرا داشتند فرمودند: مثنوی همان طور که مولوی می‌گوید: «هُوَ اُصولُ اصولِ اُصولِ الْدّینو گفتند مرحوم مطهری هم با من هم عقیده بود.» »( در دیدار با شعراء در سال 1387 ) چون باید عنایت داشته باشید زبان عرفا بعضاً زبانی نیست که بتوان راحت فهمید. آیت‌الله حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد» معتقدند مولوی شیعه است و آیت‌الله جوادی می‌فرمودند: مولوی و محی‌الدین از نظر عقیدتی شیعه‌اند. موفق باشید  
وسعت توبه ( 4452 )
  س: بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استادطاهرزاده استاد عزیز جاهای مباحث را ندونستم کجا قرار بدهم. استاد عزیز من در سایت دنبال جزوه آیت الله بهجت گشتم، ولی پیدا نکردم. سخنرانی های شما درباره دستورالعمل آیت الله بهجت را گرفتم ؛ ولی در داخل آن هم جزوه نوشتاری آن نبود. لطف می کنید آن را برای من بفرستید. من درسم را در دانشگاه تمام کرده ام؛یه سوال دیگری از خدمت شما دارم: شهوتم را چه جور خاموش کنم، به سن 23 رسیده ام ولی توان مالی ازدواج ندارم و پدر و مادرم هم در حدی نیستند که به من کمک کنند. دنبال کار زیاد گشته ام ؛ ولی تا به حال موفق نشده ام؛ دوستم به من گفت برای کارگری ساختمان هم باید آشنا داشته باشی ؛ چون بناها آشنایان خودشان را سر کار می برند. آزمون های استخدامی هم شرکت می کنم، می گویند مردودم، ولی رتبه و درصدم را نمی گویند و حق اعتراض هم نگذاشته اند. سوال دیگری هم که داشته ام : من دچار گناهانی شده ام ، و الان توبه کرده ام، حال سوال من این است آیا تمام عمرم را به کمک خدا در راه بندگی صرف کنم آیا می توان به مقامات افرادی همچون آیت الله بهجت رسید؟  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- إن‌شاءالله مسئول محترم سایت جزوه را بر روی سایت قرار می‌دهند 2- کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه کنید إن‌شاءالله کارساز است 3- به امید خدا به وقتش مشغول کار می‌شوید 4- توبه از گناه، کاری با انسان می‌کند که گویا آن گناه را انجام نداده، پس چرا مأیوس باشیم؟ موفق باشید  
این یک نوع تنهاگذاردن رهبری عزیز نیست؟ ( 4441 )
  س: با سلام و دعای خیر برای حضرت استاد به نظر می رسد که حضرت استاد در موضعگیری ها و مطالب سیاسی خویش که محل خطر است و امکان خطا برای هیچ غیر معصومی منتفی نیست آن هم در برابر رفتار حقیقتاً غیر قابل پیش بینی رئیس جمهور بیش از حد از مقام معظم رهبری که طبیعتاً بخاطر مسئولیت منحصر بفرد خویش سخنان محکم و متشابه دارند و باید هم داشته باشند خرج کرده و می کنند. اگر این خدای نکرده از سر عافیت طلبی است چه لزومی به ورود به این عرصه برای غیر اهل آن هست و اگر برای کمک به رهبری است از کجا معلوم که تبیین متشابهات سخنان رهبری هزینه برای ایشان ایجاد نکند؟ و اگر برای دفاع از احمدی نژاد است تمنای خالصانه و دلسوزانه که الحذر الحذر و چرا روش حکیمانه آقای جوادی آملی را در برخورد با ایشان اتخاذ نکنیم؟  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: امیدوارم تنها و تنها توانسته باشم بر سخنان اصلی و محکم رهبری تأکید کنم تا دشمن نتواند با حیله‌های خود و با غوغاهای تبلیغاتی سخنان رهبری را به حاشیه ببرد که این همان جنگ نرم بر علیه رهبری است. آیا می‌توان ساکت بود تا دشمن با زبان افراد به ظاهر اصول‌گرا هرطور خواست صحبت‌های رهبری عزیز را معنا کند؟ این یک نوع تنهاگذاردن رهبری عزیز نیست؟ موفق باشید  
متأسفانه نه نیروهای حزب‌اللهی و نه آقای احمدی‌نژاد آن‌طور که شایسته است برای حفظ دورانی که شروع شده ظرافت‌های لازم را به‌کار نمی‌گیرند ( 4442 )
  س: سلام.استاد عزیز اگر همیشه دراین 2و3سال اخیر در جمع به علت اینکه نظر سیاسی من نسبت به بقیه متفاوت جلوه می کردمجبور بودم زخم زبان بخورم ولی همیشه سیره شمادر ذهنم بود که باید برای اینکه سخنان رهبر در جامعه گفته شود هزینه داد.ولی کم کم خسته شدم از سال قبل که به حوزه رفتم (بعد از دوره دانشجویی)اوضاع بدترشده.دراین جا مخصوصا از 3 و4 ماه اخیر که به انتخابات نزدیک می شیم .اگر در حوزه تمام حرفم این بود که باید ملاک قضاوت ما نسبت به افراد سخنان رهبری باشد ده ها تحلیل از این سمت وآن سمت می آوردند که آیا این روحانی یا عالم اشتباه کرده توی بایه اولی درست فهمیدی تحلیل های اشخاصی چون آقای مصباح که تاییداتی از رهبر را نیز به یدک می کشد یا حاج آقا طائب علم الهدی نبویان و ..زیادند از این دست.و دوستانی که من را از قبل نیز می شناختند نیز با ورود به حوزه و مقایسه نظرت من با بقیه اساتید روحانی بدبین شدند و حتی با من سرجنگ افتادند وکم کم فکر می کنم اگر ادامه دهم بعد از این که تهمت منحرف بودن خوردم باید آماده ی تکفیر شدن باشم.اساتید با اعتماد به نفسی عجیب یا رییس جمهور را تهمت وافترا می زنند ویاگاها تمسخر می کنند یا به صورت خیلی جدی مباح بودن بی احترامی وفحاشی مشایی را صادر کردند!(اساتید ما از قشر ولایی ومرید آقای مصبا ح اند) ومن در منگنه ای گیر کرده ام که نمیدانم جه کنم از طرفی اینها اساتید من هستند واگر به جز مواردی گفت وگو کمی با تندی صحبت کنم هم شاید بی احترامی به استاد شود !وهم چنین فضای کلاس آنقدر رادیکال است که حتی ممکن است مرا تکفیرکنند واز طرفی غیرت دینی و تکلیفی که برگردنم مبنی براینکه باید در این فضا یاور مظلوم باشم می بینم نمی توان بی تفاوت باشم واین سبب بروز یک سری آسیب های عصبی و روانی در من شده وآرامشم از دست رفته! خیلی داغونم استاد راهنمایی کنید و بدرانه نصیحتی کنید وبگویید چه کنم و وظیفه ام چیست؟ دوستدار همیشگی شما  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون هرگونه درگیری اگر شرایط آماده‌ی تبادل نظر بود ما وظیفه داریم بر سخنان رهبر عزیز تأکید کنیم و افراد را به دقت در آن سخنان دعوت نمائیم بدون آن‌که شخص آقای احمدی‌نژاد منظور نظر ما باشد. همان‌طور که مکرراً عرض کرده‌ام رهبر عزیز بر روی گفتمانی که آقای احمدی‌نژاد طرح کردند تأکید دارند و این به آن معنا نیست که ما و شما مطلقاً آقای احمدی‌نژاد را پذیرفته باشیم. ما هم مثل بعضی‌ها برایمان سؤال است که همراهی آقای مشائی در سفرهای استانی چه معنا دارد و این پرچم‌تکان‌دادن‌ها یعنی چه؟ ولی آیا می‌توان از آن گفتمان چشم‌پوشی کرد؟ حامیان اصلی ولایت فقیه و بازماندگان نسل دفاع مقدس و فرزندان محرومیت‌کشیده‌ی انقلاب، برای روی‌ کارآمدن این گفتمان خون دل‌ها خورده‌اند و آن را آغاز دورانی می‌دانند که در انتظار آن بودند و حمایت‌های کم‌نظیر رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» در راستای دفاع ازآن گفتمان بود و نباید از مرحله‌ای که پس از شانزده‌سال بعد از دولت‌های کارگزاران و مشارکتی‌ها شروع شد ساده بگذریم، حفظ دورانی که شروع شده سلوک خاصی را می‌طلبد که متأسفانه نه نیروهای حزب‌اللهی و نه آقای احمدی‌نژاد آن‌طور که شایسته است برای حفظ آن ظرافت‌های لازم را به‌کار نمی‌گیرند. به امید آن‌که با نگاه به رهنمودهای رهبری که در گذشته متذکر بودند وآینده ایراد می‌فرمایند راه‌کار حفظ دورانی که شروع شد را جستجو کنیم. موفق باشید  
معنای گفتمان دولت اقای احمدی نژاد ( 4423 )
  س: با عرض سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جانم...بنده چند وقتی است که بحث های شما را پیرامون اقای احمدی ن‍ژاد دنبال می کنم وجزوات "احمدی نژاد اولین خاکریز"و "جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی "را نیز خواندم.شما در انها مدام از تاکیید رهبری بر "گفتمان اقای احمدی نژاد" صحبت می کنید که من با دقت در صحبت های ایشان از تایید احمدی نژاد اگاه شدم ولی تابه حالاز ان چیزی را که شما به عنوان "گفتمان" از ان یاد می کنید چیزی نمیدانم!!!اگر امکان دارد این گفتمان را برای من وامثال من کمی روشن بفرمایید که چیست ونظرات رهبری را در مورد جزییات و کلیات ان چیست؟.این سوال را می پرسم چون وقتی که دردانشگاه از اقای لحمدی نژاد دفاع می کنیم و میگوییم که گفتمان ایشان مورد تایید رهبری است بساری از نیرو های مذهبی دانشگاه ازما می پرسند که با وجود جریان انحرافی و...دیگر چه گفتمانی باقی مانده است؟...در ضمن عده ای رابطه ایشان را با مراجع نا مناسب می دانند.نظر جنابعالی در این مورد چیست؟...من الله توفیق.  
  ج: - باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری در هفته‌ی دولت سال 91 نکاتی را فرمودند که به خوبی می‌توان متوجه گفتمان دولت آقای احمدی‌نژاد شد. در آن‌جا می‌فرمایند: .. خب، نقاط قوّتى وجود دارد؛ ضعفهائى هم وجود دارد. در جمع‌‌بندى نقاط قوّت و نقاط ضعف، وقتى ما نگاه میکنیم، ترجیح را به نقاط قوّت میدهیم؛ لیکن این معنایش این نیست که ما ضعفها را نباید برطرف کنیم. خب، در طول این چند سال در کشور کارهاى وسیع عمرانى انجام گرفته؛ بخصوص در مناطق دوردست، در بخشهاى مختلف؛ اینها واقعاً کارهاى مهمى است؛ این یک رویکرد بسیار مهمى در حرکت دولت است. از این قضیه بگیرید، تا پیشرفتهاى چشمگیرى که در زمینه‌‌ى علم و فناورى به وجود آمده. این پیشرفتهائى که در این چند سال در زمینه‌‌ى علم و فناورى صورت گرفته، خیلى قابل توجه است. در زمینه‌‌ى ارتقاء جایگاه کشور در عرصه‌‌ى سیاست خارجى و مسائل بین‌‌المللى هم همین جور است. امروز در عرصه‌‌ى سیاست خارجى، ثقل و وزنه‌‌ى کشور با چند سال قبل تفاوت دارد؛ ما در مسائل، تأثیرگذاریم؛ اینها مهم است. در حوادثى هم که پیش آمده، ما تأثیرگذار بوده‌‌ایم - که آن، داستان جداگانه‌‌اى دارد - به نظر ما آن هم خیلى مهم است. یک بخش دیگر از این نقاط قوّتى که به نظر من روى آن باید تکیه کرد، مسئله‌‌ى برجسته شدن ارزشهاى انقلاب است. در این سالهائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه میکردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه کاملاً برجسته شده: مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى مسئولان، استکبارستیزى، افتخار به انقلابیگرى. یک دوره‌‌اى بر ما گذشت که اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود؛ سعى میکردند به عنوان یک ارزش منفى یا ضد ارزش، از این چیزها یاد کنند؛ مقاله مینوشتند، حرف میزدند، گفته میشد. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعکس است؛ گرایش عمومى مردم و مسئولان کشور به حرکت انقلابى، جهتگیرى انقلابى، ارزشهاى انقلابى و مبانى انقلاب است. این را توجه داشته باشید که یکى از عوامل گرایش مردم به دولت، همینهاست؛ یعنى مردم به این ارزشها اهمیت میدهند. مسئله‌‌ى دعوت به عدالت، مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى، دور بودن مسئولان از تجمل؛ اینها خیلى چیزهاى مهمى است. تلاش دولت در جهت ارتباط با مردم، تلاش فوق‌‌العاده‌‌ى کارى که خوشبختانه در دولت مشاهده میشود؛ اینها چیزهاى خوبى است. البته توجه کنید که این تلاش فراوانى که دارید انجام میدهید، با کیفیتِ خوب و با عمل کردن به آنچه که میگوئید، همراه باشد؛ روى این تکیه کنید. البته طبیعى است که شما میخواهید آنچه را که میگوئید، بتوانید عمل کنید - در این شکى نیست - اما روى این اهتمام داشته باشید که هر آنچه به عنوان یک وعده از شما صادر میشود، مردم در موعد معین ببینند که آن وعده تحقق پیدا کرد. اگر از صد تا کارى که شما میگوئید، نودتایش را انجام بدهید، ده تایش انجام نگیرد، همین در ذهن مردم یک اختلالى ایجاد خواهد کرد. آنچه را که آدم احتمال میدهد انجام نشود، به صورت احتمال بگوید، به صورت قطع و یقین نگوید. به نظر من این چیز بسیار مهمى است. خب، هر بیننده‌‌اى احساس میکند و مى‌‌بیند که تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، بخصوص در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من دو سه عامل تأثیر دارد که ما اگر بدانیم انگیزه‌‌هاى دشمن از کجا ناشى میشود، تکلیف خود را در برنامه‌‌ریزى‌‌هامان بهتر میفهمیم. به نظر من یکى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست؛ یعنى میخواهند این پیشرفتها کند شود. جمهورى اسلامى با داعیه‌‌ى اسلام‌‌خواهى، با داعیه‌‌ى مردم‌‌سالارى اسلامى، با داعیه‌‌ى رد و نفى مستدل لیبرال دموکراسى، براى تشکیلات استکبارى دنیا یک خطرى است. هرچه شما بیشتر پیشرفت کنید، این خطر براى آنها بیشتر خواهد شد. میخواهند جلوى این را بگیرند. عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. وقتى شعارهاى انقلاب کمرنگ شود، پنهان شود، آنها طبعاً بیشتر خوششان مى‌‌آید و چهره‌‌ى همراه‌‌ترى میگیرند؛ هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر کنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است. عامل دیگر، همین حوادث منطقه است؛ این بیدارى اسلامى و آنچه که در منطقه‌‌ى ما رخ داد، که حادثه‌‌ى فوق‌‌العاده مهمى است. به نظر من هنوز ابعاد عظیم این حادثه‌‌اى که در شمال آفریقا و منطقه‌‌ى اسلامى ما اتفاق افتاده، براى خیلى‌‌ها درست شناخته‌‌شده نیست؛ خیلى چیز عظیمى اتفاق افتاده. پشت این مسئله، دست قدرت الهى است. خب، اگر چنانچه در این شرائط، یک ایرانِ بى‌‌دردسرِ بى‌‌دغدغه اینجا وجود داشته باشد، با همین شعارهائى که دارد، با همین کارهائى که دارد میکند، با همین پیشرفتى که محسوس است، از آن کشورها بیایند ببینند کارخانه‌‌ها را، دانشگاه‌‌ها را، مراکز تحقیقاتى را، وضع زندگى مردم را، بازارهاى پر از اجناس را، دولت بى‌‌دردسر را، بدیهى و طبیعى است که آنها میگویند الگوى خوب همین است. میخواهند این نشود. میخواهند این الگوشدن جمهورى اسلامى نباشد. یعنى براى جمهورى اسلامى دردسرهائى به وجود بیاورند، تا آن کشورهائى که تحولى در آنها رخ داده و وارد مرحله‌‌ى جدیدى شده‌‌اند، براى ادامه‌‌ى راه، این را الگو قرار ندهند. حالا البته بعضى‌‌ها در روزنامه، در سایت، در تریبونهاى گوناگون مطالبى منتشر میکنند؛ اینکه چرا ما در دنیا دشمن‌‌تراشى کردیم که اینقدر با ما دشمنى کنند! به نظر من اینها حرفبافى است. آنچه که گفته میشود، متکى به یک تحلیل درست نیست. نه، دشمنى‌‌ها خیلى طبیعى است. وقتى که امام بزرگوار بود، دشمنى‌‌ها زیاد بود؛ براى خاطر مواضع قاطع امام. هرچه مواضع ما ضعیف‌‌تر شود و عقب‌‌نشینى کنیم، آنها طبعاً چهره‌‌شان بظاهر متبسم‌‌تر میشود. البته جلو مى‌‌آیند. یعنى چهره را متبسم میکنند، براى اینکه بتوانند جلو بیایند، مناطق را تصرف کنند و ما را از پیشرفت هدفهامان باز بدارند. هرچه ما در حرکت خودمان جدى‌‌تر و مصمم‌‌تر باشیم، آنها ناراحت میشوند و چهره‌‌شان عبوس میشود. البته تا حالا در این سى و سه سال آنها نتوانستند ما را متوقف کنند، بعد از این هم ان‌‌شاءالله نخواهند توانست. بنابراین خوشبختانه وضعیت کشور اینجورى است. البته گرفتارى‌‌هائى هست، ضعفهائى هست، مشکلاتى هست، که باید به آنها هم توجه کنیم؛ لیکن مجموعاً وقتى انسان نگاه میکند، حرکت کشور، حرکت رو به پیشرفتى است....خداى متعال به شماها اجر بدهد. ان‌‌شاءالله بروید کارها را با جدیت دنبال کنید. دولت نهم و دولت دهم شناخته شده به پرکارى، پشتکار و خسته نشدن؛ سعى کنید این حالت را، این سُمعه‌‌ى خوب را تا آخرین لحظات حفظ کنید؛ خدا هم ان‌‌شاءالله کمکتان خواهد کرد... موفق باشید  
کودتای نرم بر علیه رهبری ( 4411 )
  س: باسمه تعالی،سلام استاد عزیز.درشرایط کنونی هرجابحث سیاسی می شود،درجایی که درتوان خود ببینم و موقعیت اقتضا کنید،وارد بحث می شوم و سعی میکنم به ندای مظلومیت احمدی نژاد ، لبیک بگویم.متاسفانه برخی مذهبیون دردامی افتاده اند که بیرون آمدن از این سحر،فقط عصای موسی می خواهد و همچو منی ، فقط می تواند انجام وظیفه کند و نتیجه را به حضرت حق بسپارد.استاد عزیز.دراینگونه بحث ها،اصل استدلال و دلایل بنده برای دیگران،بیانات رهبری است.همیشه به بیانات ایشان ارجاع میدهم.اما اتفاقی مطلبی درمورد شهید بهشتی(ره)خواندم که به ایشان پیشنهاد دادند تا در برابر اتهامات از "امام امت" تائیدیه‌ای به نفع خود بگیرد، و ایشان در جواب این پیشنهادگفت: «قرار نیست در مشکلات از امام هزینه کنیم، ما سپر بلای اوئیم نه او سپر بلای ما». لینک: http://www.mashreghnews.ir/fa/news/196158/راز-مظلومیت-شهید-بهشتی-در-جلسه-شبانه-بهشتی-و-کاردینال-اعظم-اتریش-چه-گذشت حال برایم سوال پیش آمده که آیا کار امثال من درست است که به بیانات رهبری ارجاع می دهم یا این همان هزینه کردن از رهبری است؟تشکر  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید بهشتی برای تأیید خودشان نمی‌خواستند از امام خرج کنند ولی شما تلاش می‌کنید تا سخنان رهبری مورد غفلت قرار نگیرد، چون اگر سخنان رهبری در مورد آقای احمدی‌نژاد مورد غفلت قرار گیرد در سایر موارد نیز همین کار را می‌کنند. وظیفه‌ی ما است که دائماً بر روی سخنان رهبری تأکید کنیم. بنده معتقدم به نام کوبیدن آقای احمدی‌نژاد یک کودتای نرم توسط نیروهای به اصطلاح اصول‌گرا بر ضد رهبری در حال انجام است ما وظیفه داریم سخنان رهبری عزیز را در هر مورد یتبیین کنیم و نگذاریم با انواع تبلیغات آن سخنان فراموش شود. موفق باشید  
مبادی نگاه سیاسی بنده ( 4415 )
  س: با سلام و عرض ادب محضر استادطاهرزاده برخی از علما بزرگوارهستند که دارای آثارو کتب و جلسات سخنرانی همچنین در خط ولایت و حامی انقلاب اسلامی هستند وما از فرمایشات آنها استفاده می کنیم ولی بعضا اظهار نظرهای سیاسی می کنند که ممکن است ما با آن موافق نباشیم چه کنیم این اظهار نظر سیاسی (چه درست و چه به زعم ما نادرست ) باعث نشود که با توجیهاتی که برای خود درنظر می گیریم .خود را از کسب فیض از سایر معارف دینی که بیان می کنند محروم نکنیم 2-استاد بعضا اظهار نظرهای سیاسی از حضرتعالی در سایت مشاهده می شود که ممکن است به نظر ما درست نباشد لطفا مبنا و جهت گیری سیاسی خود را بفرمایید تا هر وقت اظهار نظر سیاسی از حضرتعالی مشاهده نمودیم آن را در قالب مبنا و جهت گیری که بیان می نمایید بگنجانیم با تشکر  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید جایگاه علمی آن عالمان را بشناسیم و بر اساس جایگاه علمی آن‌ها از آن‌ها استفاده کنیم 2- مبنای بنده در امور سیاسی حضور نور توحیدی است که از حضرت آدم«علیه‌السلام» شروع شده و به حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» ختم می‌شود، هر جریانی که به نحوی در این سیر قرار داشته باشد برای بنده ارزش دارد و انقلاب اسلامی را در این سیر می‌بینیم و رهبری عزیز را امروز طلایه‌دار حفظ و ادامه‌ی این سیر می‌دانم و روح غربی را مانع و حجاب این سیر می‌شناسم و امثال آقای هاشمی را با همه‌ی خدماتی که انجام دادند حجاب این سیر می‌دانم و دولت آقای احمدی‌نژاد را با ضعف‌هایی که دارد و با توجه به تأییدات رهبر عزیز«حفظه‌الله» حجاب این سیر نمی‌دانم و بر همین اساس رهبری عزیز فرمودند: دولت آقای احمدی‌نژاد متذکر شعارهای انقلاب است. حال در این راستا چقدر خوب است به بنده تذکر دهید و از طرفی ممکن است بنده در مصداق‌ها به خطا روم، اگر از ملاک‌ها غفلت نشود چیزی نمی‌گذرد که معلوم می‌شود آن شخص و یا آن جریان مطابق آن ملاک‌ها نبوده چون ملاک‌ها را از دست نداده‌ایم. موفق باشید  
مگر ماوراء نظر رهبری، ما موضعی جداگانه نسبت به دولت نهم و دهم داریم؟ ( 4368 )
  س: - با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: استاد عزیز.از شما در باره ی اظهار نظر آقای مشایی در مورد پایان دوران اسلام گرایی پرسیده شد. ولی با کمال تاسف دیدم که جوابی غیر منطقی و بر خلاف مواضع قبلیتان دادید. در جواب فرموده بودید که مگر جمله قحطی است که مشایی به کار میبرد!!!! در صورتی که استاد عزیز خود واقفید که این جملات آقای مشایی بر اساس اهدافی بریده میشود و پخش میشود وگرنه آقای مشایی جملات و سخنرانی های بیشماری دارند. در حقیقت این کار مخالفان و یا معاندان دولت بود که با این کار شانیت دولت را زیر سوال ببرند. و در ادامه فرمودید که رهبر معظم انقلاب فرموده اند که من مشایی را نمیشناسم و لی با حرفهای ایشان مخالفم.استاد عزیز.سوال من از شما این است که از کجا فرمودید رهبری چنین جمله ای فرموده؟ و اگر فرموده باشند از کجا معلوم که در مورد تک‌تک نظرات مشایی گفته باشند. به عبارتی این جمله در مورد خاص به کار رفته و نه عام. در صورتی که شما جوری فرمودید که انگار رهبری با کل حرفهای مشایی مخالف است.که این خودش بی انصافی به شخص آقای مشایی بود. من از استاد گرانقدر تعجب میکنم که چطور فضا برایشان ملموس نیست؟ و اینچنین قضاوتی میکنند؟ من از استاد عزیز تر از جانم سوال دارم که شمایی که در موارد بسیاری عماربودن خود را نشان داده اید چرا در این روزها نقش عماری خود را کمرنگ کرده اید و به عبارتی پشت رهبر قایم شده اید؟آیا الان که شدیدترین دود غلیظ از طرف دشمنان پراکنده میشود لازم نیست که شما به صحنه بیایید و حرف حق را بگویید؟هر چند که مشکلاتی برای شما درست شود که قطعا هم میشود؟آیا تکلیف را از دوش خود برمیدارید؟چطور استاد طاهرزاده ای که ما دیدیم و تحلیل احمدی نژاد آخرین خاکریزش را صد بار خواندیم و بازهم سیر نشدیم که آب سردی بود بر دشمنی‌های دشمنان و روشنگری بود بصیرت‌افزا و تحلیل‌های دیگر استاد را دیدیم ولی اکنون برخی مواضع شما را مثل مورد اشاره شده را چگونه درک کنیم؟ که نه تنها روشنگری نمکنید بلکه بی انصافی هم به خرج میدهید؟آیا دشمن نمیخواست نیروهای احمدی نژادی را از گفتمان دولت دور کند و حتی منتقد سازد؟ و با این موضع اخیر شما مثل اینکه در مورد شما هم موفق شده. استاد بدانید که مواضع شما بسیار بر بقیه تاثیرگذار است و برای همین وظیفه و مسئولیتی سنگین بر دوش دارید که باید به نحو احسنت آنرا انجام دهید. امیدواریم استاد عزیز در این ایام دودآلود و فتنه‌انگیز که از فتنه‌های گذشته بسیار بزرگ‌تر است به کمک اسلام و انقلاب بشتابند. هاشمی با طرح جریان انحرافی اولا امت حزب الله را از دولت دور کرد. و ثانیا با به صحنه آمدن او در انتخابات رای ملت را به عنوان منجی جمع کند. و این یعنی عبور از آخرین خاکریز... (من اصراری ندارم که جواب در سایت داده شود بلکه همینکه در ایمیل من بیاید برایم کافیست. فقط خواستم درد دلی با استاد عزیزم داشته باشم).  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم:اتفاقاً بنده هم آن سخنرانی را که آقای مشایی آن سخنان را گفته‌اند کامل خوانده‌ام و هم چندین و چند سخنرانی ایشان را به‌طور کامل گوش داده‌ام و همان‌طور که شما متوجه شده‌اید سخن رهبری در رابطه با موضوع خاصی است نه آن‌که بخواهند در مورد کلیت یک شخص نظر دهند و اگر به همان جواب بنده که در سؤال شماره‌ی 4279 عرض کردم عنایت فرمایید بحث بر آن است که با توجه به آن جملات که آقای مشائی گفتند، مقام معظم رهبری آن سخن را گفته‌اند. فکر می‌کنم ما اول باید روحیه‌ی آزاداندیشی را از خود به‌خوبی بروز دهیم و خدای ناکرده قداست‌پروری راکه مطمئنم شأن شما و امثال شما نیست، از خود شروع نکنیم. امیدوارم با نظر به جواب سؤال شماره‌ی 4342 جواب خودتان را دریافت کرده باشید و در نهایت باز تأکید می‌کنم اتفاقاً ما باید در تبیین سخن رهبری وظیفه‌ی عماربودن خود را بنمایانیم چرا نام این‌کار را قایم‌شدن پشت رهبر قلمداد می‌کنید؟ مگر تا حال ملاک ما برای دفاع از آقای احمدی‌نژاد جز این بود که می‌خواستیم سخنان رهبر عزیز مورد غفلت قرار نگیرد، مگر رهبر عزیزدر مورد سخن آقای مشایی نسبت به مردم اسرائیل نفرمودند: «اینکه گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم این حرف درستی نیست، حرف غیرمنطقی است»؟و بعد هم توصیه کردند روزنامه ها موضوع را دامن نزنند؟. آیا ما و شما ماوراء نگاه اصول‌گرایی حزبی ، وظیفه نداریم انتقادهای منطقی خود را نسبت به بعضی از سخنان آقای مشایی اظهار کنیم؟ مگر ماوراء نظر رهبری، ما موضعی جداگانه نسبت به دولت نهم و دهم داریم؟ مگر ما در موضع حزبی وارد دفاع از گفتمان آقای احمدی‌نژاد شده‌ایم؟ موفق باشید  
حذف ضعف هاوحفظ گفتمان ( 4374 )
  س: با سلام و احترام فراوان خدمت استاد بصیر و حکیم. استاد عزیز، بنده سوالی که ذهنم را از چند سال قبل مشغول کرده این است که چرا به منظور روشن شدن افکار عمومی نسبت به شخصیت و اندیشه آقای احمدی نژاد، و همچنین ارائه ی یک دفاع نظری دانشگاه پسند از مبانی فکری ایشان تا به حال هیچ کار نظری انجام نشده است در حالی که این مسئله در مورد آقای خاتمی توسط طرفداران ایشان در دانشگاه بسیار انجام شده است. به نظر من بررسی اندیشه سیاسی آقای احمدی نژاد ذیل عنوانی مثل «عرفان شیعی در اندیشه و عمل آقای احمدی نژاد» بتواند عمق معارفی که الهام بخش ایشان هست را تبیین کند. طرح شعارهایی مثل مهرورزی، خدمت خالصانه به بندگان خدا، خودباوری و به راه انداختن سفرهای استانی به منظور ایجاد یک بیداری ملی در کشور، عظم ایشان برای اصلاح نظام بانکی ربوی کشور (که البته به دلایلی ناکام ماند)، توجه ایشان به انقلاب اسلامی به عنوان زمینه سازی برای ظهور، نگاه باطنی و عرفانی ایشان به مقوله ولایت امام عصر و ولایت فقیه، توجه ایشان به عنایات امام زمان، ارادات ایشان به شهداء، صدور تفکر مهدوی به آن سوی عالم در ونزوئلا و شگفت‌زده کردن نخبگان دنیا با کلام و بیان خود (به عنوان مثال رجوع کنید به: http://fekrenazer.blogfa.com/post/106)، به چالش کشیدن بنیاد استکبار با زیر سوال بردن افسانه‌ی بنیادین صهیونیزم بین‌الملل و ... آخر این‌ها معجزه نیست که بعد از این که 16 سال انقلاب در دولت‌های سازندگی و اصلاحات به سوی قهقرا رفت، خدا فردی مثل ایشان را برای ما فرستاد. قصد غلو و اغراق در مورد آقای احمدی‌نژاد را ندارم. ولی وقتی از روزمرگی‌های زندگی و پریشانی‌ها و کژتابی‌های عالم سیاست فاصله می‌گیرم و فکر می‌کنم می‌بینم که چه اتفاقی عظیمی افتاد در این هشت سال اما افسوس که عمده جریان حزب‌الله و مذهبی کشور غافل بودند. تا آن جا که در اثر فضاسازی‌ها، خود ما و بزرگ‌تر از ما هم گاهی اوقات دچار تزلزل و شک می‌شدیم. خدا شما استاد حکیم را حفظ کند که یک تنه عمار شدید و در غبار ناآگاهی‌ها و فضاسازی‌های منفی تا حدودی از شایستگی‌های دولت دفاع کردید تا امثال بنده بالأخره (و شاید کمی دیر) بفهمند که در مورد آقای احمدی‌نژاد اشتباه نکرده‌اند و هم کمی از مظلومیت آقای احمدی‌نژاد کم شود. اما آیا وقت آن نرسیده که هشت سال عملکرد این دولت را با بصیرت حکمی و عرفانی‌تان تبیین کنید تا بتوانیم به دولت آقای احمدی‌نژاد حداقل به عنوان تاریخ گذشته نظر کنیم و به آن چه در این دولت به دست آمد و از دست رفت متلفت شویم و این بصیرت چراغ آینده شود؟ متشکرم که وقت گذاشتید و یک بار دیگر زیادهگویی‌های حقیر را مورد توجه قرار دادید. خدا حفظتان کند. ملتمس دعا  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید ما در آینده‌ی تاریخ خودمان گفتمان آقای احمدی‌نژاد را بازخوانی می‌کنیم و به بیش از بیش به آن گفتمان برمی‌گردیم. نمی توان با برجسته کردن ضعف های شخصی آقای احمدی نژاد که مخالفانش صد چندان از آن ضعف ها را دارند، گفتمان ایشان را نادیده گرفت که این یک کودتای نرم بر ضد رهبری است که بر آن گفتمان تاکید دارند . موفق باشید  
تفاوت نسبت ما و آقای احمدی نژاد با آقای مشایی ( 4375 )
  س: بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .حدود 2 الی 3 ماه پیش خواستیم به نوعی نگرانی خود رو نسبت به بعضی مواضع بسیار عالیتون ابراز کنیم،ولی گفتیم صبر کنیم.حالا مشاهده میکنیم دوستانی که حالا به دلایلی حاضر به نقدشدن نیستن،گاهی در سوالات با کمال بی مهری باهاتون تند صحبت میکنند. . .وقتی در فضای مجاز اینطور هست وای به حال واقع. . .استاد عزیز،شاید اگر در همون ابتدا به جای گفتمان احمدی نژاد از گفتمان انقلاب استفاده میکردید بهتر میبود،زیرا شما بسیار آقای احمدی نژاد رو تایید فرمودید و بنده هم هیچ مشکلی به این تاییدات نمیبینم،چون این تاییدات ذیل تاییدات رهبری بوده و هست. . .منتها عده ای این تاییدات شمارو تایید همه جانبه دیدن و حاضر نیستن مخالفت شمارو با بعضی تفکرات آقای مشایی ببینن غرض اینکه اگر گاهی هم انتقاداتی که در اون برهه از زمان روشن و واضح بود رو میفرمودین،الان بعضی از رفقا دچار ابهام نمی شدن. . .و البته این نقطه ضعف آقای احمدی نژاد بود که آقای مشایی رو طوری تایید کردن که این تفکرات در بین بعضی رفقا پیش بیاد که مخالف مشایی حتما مخالف احمدی نژاده. . .امیدوارم دوستان عزیز موافق آقای مشایی حالا به هر نحوی،کمی به عقلشون رجوع کنند و با این نحوه سوال بی احترام پرسیدن از استاد مارو عذاب ندن. . .چرا رفقا کمی فکر نمیکنید،مگر ملاک ما رهبری نبوده و نیست؟. . .شاید وقتش رسیده که کمی از گذر از گفتمان احمدی نژاد برامون بگید،اما نه گذری که بخوایم نقاط قوت رو نادیده بگیریم،اون گذری که نقاط قوت رو ببینیم و نقاط ضعف رو هم ببینیم و برطرف کنیم. . .موفق باشید بزرگوار.  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتمان آقای احمدی‌نژاد همان چیزی است که رهبری عزیز برای رئیس جمهورهای آینده بعنوان الگو بر آن تأکید دارند، ولی این بدین معنا نیست که تصور شود ما آقای احمدی‌نژاد را در همه‌ی افکار و حرکاتشان بی‌عیب بدانیم. اگر صریحاً نقد نمی‌کنیم چون مورد سوء استفاده‌ی دشمنان آن گفتمان قرار می‌گیرد و آن‌ها آن گفتمان را نفی می‌کنند. ولی در هرحال نسبت ما با آقای احمدی‌نژاد، عین نسبت آقای احمدی‌نژاد با آقای مشائی نیست که بگوییم چون آقای احمدی‌نژاد کاملاً آقای مشائی را تأیید کردند ما هم او را تأیید می‌کنیم، هرچند به این معنا هم نیست که مثل جریان اصول‌گرایی حزبی بخواهیم با آقای مشائی برخورد کنیم و دوستان گویا در این‌جا به مشکل افتاده‌اند که گمان می‌کنند باید همان نسبتی را که ما به جهت تأییدات رهبری و درک شرایط تاریخی از گفتمان به حق آقای احمدی‌نژاد داریم عیناً با آقای مشائی داشته باشیم. ما آقای مشائی را جداگانه باید بررسی کنیم نه از دیدگاه آقای احمدی‌نژاد. و این نیاز به دقت زیادی دارد که بین نسبت خودمان با آقای احمدی‌نژاد و بین نسبتی که می‌توانیم با آقای مشائی داشته باشیم خلطی صورت نگیرد. موفق باشید  
یکی به داد من برسد ( 4356 )
  س: سلام بر استاد مهربانم. استاد این برای سومین بار یا چهارمین بار است که من دارم یک سوال تکراری رو از شما میپرسم امیدوارم بالاخره جوابمو بگیرم. نظرتون راجع به کتاب عاشورا نوشته استاد علی صفائی حائری؟ (استاد باور کنید این کتاب ارزش لااقل یکبار خوندن رو داره) فایل pdfکتاب:http://einsad.ir/Main.php?pid=works_and_books_form  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم برای چندمین بار است که عرض کرده‌ام کتاب‌های مرحوم آقای صفائی حائری یکی از یکی بهتر است. یکی به داد من برسد از دست این نوع کاربران که چرا من را اینقدرحرص می‌دهند. موفق باشید  
ملاقات حضوری بی حضوری ( 4358 )
  س: سلام با عرض تحیت خدمت شما استاد عزیز یکی نفر همین چند روز پیش ازتون پرسیده بود که شما براش یه وقت مصاحبه می دید که شما جواب رد بهش داده بودید سؤال برام پیش آمده و آن اینکه فلسفه اینکه بعضی بزرگان مانند شما در چنین مواقعی برای این چنین افرادی وقت ندارند چیه؟ با خودم میگم درسته شما و آن ها مثل من نیستند که وقتشان را الکی هدر بدند ولی آخه در طول دو ماه یک وقت 1 یا 2 ساعته پیدا نمیشه؟ حالا مثل این بنده خدا مصاحبه می خواست برا پایان نامه اش برا کار الکی که نبود اگر شما و افرادی مثل شما که انقلابی و دینی فکر می کنند به این بنده خدا جواب رد بدهند چه کسی بیاید در تولید علم و تدوین پایان نامه نظر بده که تحت تأثیر غرب نباشه و ... آیا سرخوردگی برا این افرادکه تو فکر خودشان می خواهند تولید علم اسلامی کنند یا حداقل گام بردارند با جواب رد شنیدن از شما و دیگر بزرگان براشون پیش نمی یاد. مثل همین یارو یه جوری حالش گرفته شد وقتی جواب شما را دیده بود من یه جوری گیجم اگر فلسفه این کار را یه مقداری روشن کنید ممنون می شوم باتشکر از لطف شما  
  ج: - باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اولاً: بنده عرایض خود را در آن رابطه در چند کتاب عرض کرده‌ام. ثانیاً: روزهای یک‌شنبه از طریق تلفن می‌توانم خدمت عزیزان باشم. ثالثاً: اگر بنا است به صورت حضوری در خدمت عزیزان باشد مطمئن باشید این فرصت را که بتوانم این چند کلمه جواب را هم در سایت بنویسم دیگر نخواه داشت به جهت تقاضاهای ملاقات‌های حضوری که عزیزان دارند وگرنه بنده چه بخلی دارم مگر کاری جز این دارم که در خدمت عزیزان باشم ولی شرایط طوری است که متأسفانه امکان ملاقات حضوری با عزیزان را به بنده نمی‌دهد، چون از بقیه‌ی کارها باز می‌مانم. موفق باشید  
انتقادات اندیشه‌افزا ( 4342 )
  س: با سلام خدمت استاد گرامی! سوال جدی من از شما این است که به چه حقی و با چه موازین شرعی سخنانی را که در سایت مقام معظم رهبری و یا صدا و سیما منتشر نشده است( هرچند قائل به سانسور شدید سخنان رهبری در این دو ارگان دارم) را به پرسش گران ارائه می دهید ؟ شرعا چطور می توانید این گفته ها را اثبات کنید؟ اگر شما این سخنان بی اساس و بدون سند را از رهبری نقل نمی کردید آیا کسی از درون دوستان شما و دوستان دولت، جرات می کرد به جریان احمدی ن‍ژاد و مشایی حمله داشته باشد؟ این چه وضعش است که شما بنا بر مسموعات خودتان و از روایت های افرادی که در بیت رهبری و غیر آن هستند و دروغ گویی شان اگر مبرهن نباشد محل سوال است، روز به روز حامیان دولت انقلابی که تاییدات بی شمار مستند ( نه بی اساس و مسموعات)از رهبری دارند را نا امید کنید؟ چرا کسانی که شما را به عنوان استاد قبول دارند را از مشایی متنفر می کنید؟ سند شما برای این نقل قول هایتان از رهبری چیست؟ 1- «شناختی از آقای مشائی ندارم ولی با گفته‌های او مخالفم» 2- «بنده با این تاکید این گروه بر ایرانی گری مخالفم ولی احساس نمی کنم می خواهند ایران را مقابل اسلام قرار دهند» و نقل قول های دیگری که باز هم بعضا بی اساس و بر اساس جلسات خصوصی و وهمی بزرگان با رهبری بوده است. رهبری نظام که در حوزه ایران و زبان فارسی از بنده حقیری که اینطور به شما ایراد می گیرم نیز تند رو تر هستند را با چه استنادی مخالف گفته های مشایی می دانید ؟ و اصلا بدتر از آن این که چرا این تحلیل خود را با نقل قول از رهبری به خورد مخاطب می دهید؟ من قائل به این نیستم که شما سند سازی می کنید و یا تهمت می زنید چون به تقوایتان ایمان دارم. ولی تقوا وجه دیگری هم دارد. وآن اینکه بر مبنای مسموعاتمان قضاوت نکنیم. اگر قرار باشد شما هم به روایت اشخاصی ( ولو اینکه از چشمتان هم بیشتر به آن ها اعتماد داشته باشید) اعتماد کنید فرق شما با آیت الله مصباح چیست که 3 سال است بد ترین حملات را علیه دولت ترتیب داده و ابلیس را رئیس جریان انجرافی دانسته و از تهمت سحر و جادو مضایقه نکرده، چیست؟ ایشان هم بر مبنای مسموعات خودشان اینچنین مفتون فتنه جریان آقای هاشمی شده اند ولی از شما به هیچ وجه انتظار نداریم... و من الله توفیق  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدا عنایت داشته باشید که یکی از کاربران محترم در مورد سخنان آقای مشایی در مورد دوره‌ی اسلام‌گرایی در سؤال شماره‌ی 4279 پرسیدند و بنده نظر خود را دادم مبنی بر این‌که آن سخنان دقیق و همه‌جانبه نیست. و از شما انتظار دارم که با وفاداری به آزاداندیشی از تضارب آراء استقبال کنید و گمان نفرمایید که نباید به آقای مشایی و یا غیر آقای مشایی انتقاد کرد و پس از آن بود که به سخن رهبر معظم انقلاب در مورد آقای مشایی اشاره کردم که به نظر شما غیر مستند است در حالی‌که این سخنان را جناب آقای حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای علیرضا اسلامیان از اعضای جامعه‌ی مدرسین گزارش دادند و در روزنامه‌های رسمی کشور چاپ شد و در نظر داشته باشید که آقای اسلامیان از طرفداران دولت بودند و در همان گزارش تأییداتی که رهبر معظم انقلاب در دفاع از دولت کردند را گزارش دادند، مضافاً این‌که عنایت داشته باشید اگر مبادی رسمی سخنی را از طرف رهبری اعلام کنند که مبتنی بر اظهارات رهبری نباشد سریعاً دفتر رهبری موضع‌گیری می‌کند همان‌طور که چندسال پیش چنین کاری را در رابطه با خبری که در مجلس از قول رهبری در مورد دولت گفته شد، انجام دادند. نمی دانم چگونه می فرمائید « چرا کسانی که شما را به عنوان استاد قبول دارند را از مشایی متنفر می کنید؟ » مگر بناست ما مرید پروری کنیم ؟ مگر غیر از این است که بنده و امثال بنده باید با عقل مردم با مردم سخن بگوئیم تا خود آن ها فکر کنند و مثل شما بتوانید انتقاد کنید؟ و بنده نیز بیش از آن‌که از تأیید سخنانم به وجد آیم، از انتقادات اندیشه‌افزای رفقا مسرور گردم. ؟ مضافاً این‌که بنده این سخن شما را در مورد آیت‌الهی مصباح نمی‌توانم تأیید کنم. موفق باشید  
اساتید ( 4323 )
  س: باسلام استاد می خواستم ببینم شما فصوص را با کدام استادها خواندید و رابطه شما با آیت الله بهاءالدینی چقدر بوده ؟ 2.آیا شرح نهایه اقی صمدی که به رشته تحریر در آورده اند خوب است؟  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که از طریقی قبلاً با فصوص آشنا شدم با اجازه‌ی آیت‌الله جوادی از نوارهای آیت‌الله جوادی نیز استفاده‌ی کامل بردم و حدود 300 جلسه از شرح آیت‌الله حسن‌زاده را نیز دنبال کردم. حدود دو سال هفته‌ای یک روز خدمت آیت‌الله بهاءالدینی می‌رسیدیم و ایشان نصایحی می‌فرمودند و روایت‌هایی را شرح می‌دادند. بنده شرح نهایه جناب آقای صمدی را ندیدم ولی می‌دانم که در شرح مطالب فلسفی موفق هستند. موفق باشید  
آینده ای با عبور از اصول گرائی حزبی ( 4325 )
  س: با سلام خدمت استاد عزیز حقیر بار ها دیده ام که نسبت به آقای مشایی نقدهای تندی داشته اید و هم اکنون نیز بنا به صحبت های رهبری به تخریب و نقد مخربانه از دولت نمی پردازم و نیز میبینم که شما از دولت و شخص آقای احمدی نژاد هنوز دفاع می کنید. دفاع بیش از حد ایشان از آقای مشایی و نیز ادعاهای آقای مشایی که رهبری در بعضی جاها فرمودند با این حرفا مخالفم و باز میبینیم تغییری در رفتار این دو نفر صورت نگرفته و باز شبهه آلود صحبت می کنند. حقیر این انتقاد را از احمدی نژاد دارم که وقتی رهبری در حکم تنفیذ ایشان با این مضمون فرمودند> اما چرا انگار ایشان این حرفها را فراموش کرده اند یا توجهی ندارند. حال سوالی که از شما دارم اینست که چرا احمدی نژاد را از مشایی جدا می دانید در صورتیکه گفته است حرفهای ایشان حرفهای دولت است و در پی نقد ایشان(احمدی نژاد) برنمی آیید (به صورتیکه دیده می شود در ظاهر امر)و حتی از عقاید ایشان دفاع میکنید در صورتیکه بحث مشایی را نمی توانید نادیده بگیرید. در دانشگاه که هستم بچه اینطور وانمود میکنند که شما دارید طرفداری بی حد از احمدی نژاد می کنید. بنده هنوز علی رغم انتقادهایی که به احمدی نژاد دارم در بی انصافی ها نسبت به دولت از او دفاع می کنم با اینکه شدیدا از ایشان ناراحتم و منتظر روشن شدن این فضای غبار آلود هستم اما از جناب عالی که از مباحثتان چندین سال است استفاده می کنم می خواهم این مواضع را روشن تر کنید یا اگر می توانید نقدها را به آقای احمدی نژاد برسانید و ناراحتی من از اینست که مباحث معرفتی که شما مطرح می کنید به خاطر این غبار سیاسی به انحراف محکوم شود و همانطور که من در دانشگاهم شده است و این باعث نشود که بچه ها به خاطر مشخص نبودن بعضی مواضع دقیق شما این مباحث را زیر سوال ببرند که برده اند. با تشکر و عرض پوزش از بی ادبی محضرتان  
  ج: - باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور که می‌فرمایید رهبر معظم انقلاب با این‌که نشان دادند با بعضی از سخنان آقای مشایی مخالف‌اند ولی همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 4141 عرض کردم، امتیازات آقای احمدی‌نژاد را ملاکی برای انتخاب رئیس جمهور آینده می‌دانند و با این‌که آقای احمدی‌نژاد خود را از مشایی جدا نمی‌داند، باز رهبر معظم انقلاب در عین نقد ایشان نسبت به ضعف‌هایی که دارد، او را دارای امتیازاتی می‌دانند که باید رئیس جمهور آینده دنبال کند و این معمایی است که شما باید برای خود حل کنید که با چشم رهبری عزیز آقای احمدی‌نژاد را بنگرید. رقیب‌های آقای احمدی‌نژاد با یک معادله‌ی ساده می‌گویند آقای مشایی بد است و رهبری با ایشان مخالف است و آقای احمدی‌نژاد هم که از مشایی جدا نیست، پس احمدی‌نژاد هم بد است و رهبری هم حتماً با او مخالف است. ولی همین‌طور که مقام معظم رهبری در اول فروردین فرمودند نباید از امتیازات رئیس جمهور فعلی چشم پوشید. حال آیا نیروهای اصول‌گرا می‌توانند از این مشکل عبور کنند و به جای آن‌که با چشم اصول‌گرایان حزبی به آقای احمدی‌نژاد نگاه کنند، با چشم رهبری به او بنگرند یا نه؟ ظاهراً هنوز از این مشکل عبور نکرده‌ایم. بنده آن‌قدر که تبیین سخنان رهبر عزیز برایم مهم است رجوع افراد به نوشته‌هایم برایم مهم نیست. صدها نفر امثال من اگر از نظر سیاسی فدای شایعات و تبلیغات اصول‌گرایان حزبی شوند ولی سخنان رهبر عزیز درست تبیین شود هیچ باکی نیست. اصول‌گرایان حزبی فضا را طوری می‌سازند که تنها هرکس با فکر آن‌ها موضوعات را تحلیل کرد قابل پذیرش است. امیدوارم تاریخ ما از این تنگنا عبور کند که اگر عبور کنیم از تنگنای بسیار سختی عبور کرده‌ایم. بنده بسیار امیدوارم ولی کار سختی است که نیروهای اصول‌گرا متوجه شوند دارند با نگاه اصول‌گرایی حزبی موضوعات کشور و انقلاب را تحلیل می‌کنند. صفای ادبتان کجا بی ادبی کردید؟. موفق باشید  
چرا در باره بنده غلو می کنید ( 4308 )
  س: سلام علیکم استادعزیز جسارتا چگونه برزخی شدید؟!آیا روزه گیری سه ماه رجب وشعبان و رمضان بود با افطارنکردنهای چندروزه؟!یا از آن نظرهای خاص اولیا خدا بهرمند شدید مثل نظرخاص آیت ال.. قاضی (ره) به آِیت ا.. طباطبایی (ره)؟! بالاخره من که از دست خودم خسته شدم با بیست سال شرکت در جلسات تفسیر شمااستاد عزیز و خواندن و تدبر کردن بر روی تقریبا تمام کتابها و جزوات حضرت عالی،روزه های ماهای عزیز هنوز در گل مانده ام!!اللهم غیر سوء حالنا به حسن حالک.  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا شما پدری‌اش را ثابت کن تا بعداً بر سر ارث بحث کنیم. این حرف‌ها چیست که در مورد بنده می‌گویید؟ بنده به امید آن‌که در قیامت تحت رحمت حضرت پروردگارم باشم وظایفی را انجام می‌دهم و خسته هم نشده‌ام چون زندگی اصلی را قیامت می‌دانم و امیدوار به وعده‌ی الهی هستم. حضور در جلسات معارف دینی و انجام عبادات باید با این نیّت باشد که زمینه‌ی لطف الهی را فراهم کنیم تا طوری در این دنیا راه برویم که در قیامت از الطاف عالیه‌ی حضرت رب العالمین محروم نباشیم. با این امید دینداری کنید و خسته هم نشوید که خداوند وعده فرموده: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُون‏» هیچ کس نمى‏داند چه پاداش‌هاى مهمّى که مایه روشنى چشم‌هاست براى آنها نهفته شده، این پاداش کارهایى است که انجام میدادند. موفق باشید  
بدون موضوع ( 4310 )
  س: با سلام خدمت استاد گرانقدر شما در پاسخ به سوالی که فردی درباره اختلاف نظر با ولی فقیه پرسیده بود ، پاسخ دادید که اگر آن شخص به یقین برسد که نظر خودش درست و نظر رهبری غلط است، می تواند به نظر رهبری عمل نکند ولی حق ندارد که نظرش را در جامعه نشر دهد و موجبات تضعیف رهبری را فراهم کند. اما اینجا دو سوال پیش می آید: 1- جواز این که فرد می تواند در صورت یقین به غلط بودن حکم یا نظر رهبری ، به آن عمل نکند از کجاست ؟ آیا فقیهی اینچنین حکمی داده است یا اجتهاد حضرت عالی بوده است؟ ممکن است به بیانات چند باره رهبری مبنی بر عدم اشکال مخالفت کارشناسی با نظر رهبری استناد کنید که آن بیانات قطعا در حیطه حکم نبوده است! پس اولا از کجا می گویید که حکم ولی را در صورتی که یقین و حجت پیدا کنیم که غلط است، می توان اجرا نکرد؟ و اگر اینطور است چرا به ما گفته اند مرجع تقلید حجت است حتی اگر اشتباه کند؟ دوما اگر منظورتان فقط در حیطه نظر است سوال دوم پیش می آید: 2- اگر آن شخص به این نتیجه برسد که نظر رهبری غلط است و در نزد خداوند حجت داشته باشد که نظر رهبری غلط است، آنوقت وظیفه ای در قبال اصلاح نظر رهبری ندارد؟ چون فی المثل عموم اختلاف نظرهای مخالفان نظری آیت الله خامنه ای ، پیرامون مسائل اجتماعی و کلان است؛ نه مثلا نحوه مسواک زدن یا معیارهای یک همسر خوب !!! بنابراین اگر فردی به این نتیجه برسد ، شرعا بر او لازم نیست که جلوی یک انحراف را در مسیر اداره مملکت امام زمان بگیرد؟ مثلا در حوزه های مختلفی مثل عدالت ، سیاست، مدل پیشرفت و ...؟ نصیحت حاکمی که در خلوت و جلوت وظیفه مردم زمان امیر المومنین بوده الان جایگاهش دقیقا کجاست؟ البته ناگفته بدیهی است که اقتضائات رسانه ای زمان امیرالمومنین با اقتضائات زمان کنونی تفاوت های جدی و عظیمی دارد و فی المثل انتظار ندارم که هر بنی بشری بتواند به راحتی زمان امیرالمومنین به حاکم دسترسی داشته باشد چون قاعدتا جمعیت و حجم کار حکم اسلامی به مراتب بزرگ تر از قبل است.... ببخشید از این که پرحرفی کردم لطفا سعی کنید به تمامی سوالات مطروحه پاسخ دهید .  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ در علم اصول، ابتدای بخش حجج، مبحثی به نام حجیت قطع مطرح است که به این معنی است که اگر شخصی قطع به حکمی پیدا کند، برای او حجت است مگر این که از مقدمات آن قطع نهی شده باشد به همین خاطر اگر شخصی قطع به مخالفت حکم یک فقیه با واقع کند، می تواند به آن عمل نکند و حتی اگر قطع پیدا کند که حکم آن فقیه، الزام به مفسده باشد عقلا نمی بایست به آن عمل نماید. البته منظور از «حکم»، حکم مترتّب بر موضوع است که هر فقیهی آن را در موضوع های مختلف استنباط می کند ولی در مورد «حکم حاکم» و جواز و عدم جواز عمل کردن به آن، مسأله متفاوت است. 2ـ این که گفته اند نظر مرجع تقلید حتی اگر اشتباه باشد حجت است، در موردی است که برای مکلّف قطع به اشتباه بودن آن حاصل نشود که در این صورت آن حکم حجیتی ندارد. البته باید توجه داشت که تحصیل حجت و قطع، بایستی از راهی باشد که خود آن راه حجیت داشته باشد و از آن نهیی صادر نشده باشد و به همین خاطر است که برای کشف احکام و فهمیدن درست واشتباه نظر فقها، تا خود شخص اهل فنّ نشده باشد و بر طبق موازین استنباط حرکت نکند نه اشتباه بودن یک حکم را می تواند درک کند و نه قدرت استنباط حکم صحیح را دارد و به همین خاطر است که می گوییم هر کسی نمی تواند ادعای تحصیل قطع نماید تا مبادا سر از قرائت های مختلف و اجتهاد های بدون ضابطه و احکام ذوقی در آوریم. 3ـ اگر شخصی با امعان نظر کارشناسانه به این نتیجه برسد که رهبری، در حیطه ی فلان نظر، نظر خلاف واقعی دارند در صورتی که بتواند به صورت منطقی و بدون ایجاد حاشیه آن را به رهبری برساند نه تنها خدمتی به نظام مقدس جمهوری اسلامی کرده بلکه همان طور که گفته اید به وظیفه ی خود عمل نموده. موفق باشید  
زمینه‌ی سوء استفاده‌ ( 4279 )
  س: سلام . خسته نباشید. نظرتان را راجع به این صحبت ها می خواستم : دوره اسلام‌گرایی هم به پایان رسیده است؛ انقلاب کردیم در سال 57 که انقلاب اسلامی را صادر کنیم اما من اینجا عرض می‌کنم که دوره اسلام‌گرایی هم به پایان رسیده است؛ معنایش این نیست که اسلام‌گرایی وجود ندارد یا رو به نزج نیست، نه‌، دورش تمام شده وگر‌نه الان دوره‌ اسب‌سواری تمام شده ولی اسب هست و سواریش هم هست، داره دوره ماشین‌سواری هم تموم میشه اما ماشین هم هست و سواریش هم هست. معناش این است که بشر داره، یعنی الان که دوره اسلام‌گرایی تموم شده؛ اشتباه برداشت نشه، معناش اینه که روند توسعه در دنیا به این سمت داره می‌ره که این آینده و "ان الدین عندالله الاسلام" این تردیدی توش نیست اما روند تحولات این نیست که بشریت مسلمان بشود تا به حقانیت برسد؛ این دوره رو به پایان است، تمام نشده، رو به پایان است. "بشر سرعتش بالا رفته، فهمش تیز شده‌، به یک حقایقی می‌رسد که اون‌رو لازم نیست دیگه از پوسته اسلام طی کنه"، یعنی داره به یک عصاره اصلی می‌رسه که اون عصاره اصلی یک فهم بزرگی درش اتفاق میوفته، می‌فهمه که برای اون نظام بسیار بزرگ.  
  ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان دقیق و همه‌جانبه‌ای نیست، زمینه‌ی سوء استفاده‌ی عده‌ای با این سخنان فراهم می‌شود که گویا دین اسلام که کامل‌ترین دین است باید به حاشیه برود. نمی دانم حرف‌قحطی است که آدم این‌طوری حرف بزند. به نظرم آن‌جایی که رهبری عزیز فرمودند: «شناختی از آقای مشائی ندارم ولی با گفته‌های او مخالفم» به جهت این نوع حرف‌ها است. موفق باشید  
 نمايش 30 مورد از 446 مورد در صفحه 1
2  3  4  5  6  بعدي  آخرين